سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

هدف دادن اطلاعاتی در مورد دین و دنیاست
امیرالمومنین در حدیثی زیبا در راستای بصیرت افزایی می فرمایند: « کور آن کسی نیست که چشم ندارد ، بلکه کسی است که بصیرت ندارد. (کنزالعمال حدیث 1220) امام صادق(ع) می فرماید: عموی ما عباس بن علی، بصیرتی نافذ و استوار داشت. تعریفی بسیار زیبا از بصیرت : ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺧﺪﻣﺖ مقام معظم ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺗﺮﺑﯿﺖﮐﻨﯿﻢ. آقا ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﻣﻨﻈﻮﺭﺗﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ؟ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻘﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﻮﻻﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭﻟﯿﺸﺎﻥ... آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺑﺼﯿﺮ, ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ امیرالمؤمنین (علیه سلام) ﺩﺭ ﻭﺻﻔﺶ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: مالک ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺍگرﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ" ﮐﺎﺭﯼ را ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺰﺩ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﺑﻮﺩ، ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻣﺮ ﻣﯿﮑﺮد... ﺑﺼﯿﺮﺕ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﻮﻻﯾﺖ هم ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍ عمل کنی به نقل از qaemworld.blog.ir - هرگونه برداشت از این وبلاگ حتی بدون ذکر منبع آزاد است!

آخرین نظرات
  • ۲۰ خرداد ۹۶، ۱۵:۳۳ - علی اسدپور
    عالی
  • ۲۱ ارديبهشت ۹۶، ۱۹:۵۳ - قالب بلاگ رضا
    عالی بود

۱۷ مطلب با موضوع «دفاع مقدس» ثبت شده است

روز ارتش مبارکروز ارتش مبارک

برای من که بهترین سال‌های عمرم را در ارتش گذرانده‌ام و رفتار مبتنی بر نجابت این مردان الهی را هم در دور‌ان جنگ و هم در دوران بازسازی و در بحران‌ها و حوادث غیر مترقبه دیده‌ام، مایه‌ی تاسف است این همه کم لطفی.. دلم می‌سوزد برای مظلومیت ارتش آن هم توسط دوستان انقلاب...

آنقدر در تلویزیون ملی، سربازان را در مقابله با تظاهرات کننده‌های ضد شاه نشان داده‌اند، آنقدر در فیلم‌ها و سریال‌ها از انفعال ارتش در دوران دفاع مقدس گفته‌اند، آنقدر با بودجه‌های ملیاردی بیت المال، فیلم‌های سینمایی ساخته و ناکارآمدی ارتش در دفاع مقدس را به دروغ روایت کرده‌اند، آنقدر راویان آموزش دیده‌ی اردوهای راهیان نور از زبونی ارتش در صحنه‌های نبرد برای مردم گفته‌اند که کم کم خود ارتشی‌ها هم باور کرده‌اند که نکند در جنگ نقشی نداشته‌ایم.

روزی یکی از فرماندهان جنگ برای من می‌گفت که پسرش از اردوی راهیان نور که برگشته به او گفته است: پدر نکند شما به ما دروغ می‌گویید و اصلا در دفاع مقدس حضور نداشتید... به وی گفتم به پسرت بگو آنکس که جنگ را برای تو روایت کرده حتما تک تیراندازی بوده که شعاع میدان جنگ را فقط دایره‌ی دید خودش می‌دیده است؛ در حالی که جنگ توپخانه دارد هواپیما دارد پدافند دارد و اگر اینها نباشد که آن تک تیرانداز نمی‌توانست حتی یک تیر شلیک کند. گفتم به پسرت بگو آن بنده‌ی خدا صدها شهید مثل صیاد شیرازی، ستاری، بابایی، اردستانی، دوران، یاسینی، فکوری، فلاحی، آبشناسان، نیاکی و... و صدها قهرمان زنده مثل براتپور قهرمان حمله به اچ3، کهتری ناجی آبادان که صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود و فرماندهان جنگ و قهرمانانی که امروز در حال خداحافظی از دنیا هستند و کسی نه خاطراتشان را واکاوی و برای تاریخ ضبط کرد و نه برای تجلیل از آنها کاری کرد و... اینها را ندیده است .

البته در این میان نقش وادادگی و انفعال بعضی از ارتشی‌ها در این مظلومیت عمدی کم نیست... یک روز به یکی از فرماندهان گفتم شما که بعد از انقلاب در ارتش استخدام شده‌اید، ولی انگار خودتان در میدان ژاله مردم را به گلوله بسته‌اید و انگار خودتان هم باورتان شده که در جنگ نقشی نداشته‌اید که اینگونه سر در لاک کرده‌اید و با آن سابقه‌ی نگاه امام راحل و حمایت تمام قد مقام معظم رهبری از ارتش، به دفاع از حیثیت خود قد راست نمی‌کنید...

✅ سیدمحمدرضا واحدی

خبرگزاری فارس: ماجرای سکانس دعوای متوسلیان و محسن وزوایی در «ایستاده در غبار» چیست؟

یکی از پلان‌های فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، بخش‌هایی از ماجرای دعوای حاج احمد متوسیان با شهید محسن وزوایی را روایت می‌کند؛ ماجرایی که پای سردار شهید مدافع حرم، حسین همدانی را هم وسط می‌کشد.

سفره هفت سین در جبهه

سردار بهمن، کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس به خاطره ای در مورد پیشگویی شهید حسن باقری اشاره می‌کند و می‌گوید:اواخر سال 1360 با آقای مهدی زین الدین کار می‌کردیم. شهید زین الدین مسئول اطلاعات سوسنگرد بود که بعدا فرمانده لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) شد. او توی سوسنگرد بود و من هم مسئول شناسایی‌اش بودم. دو تا تیم بیشتر نداشت که من مسئول یکی از آن‌ها بودم. آن موقع امکانات خیلی کم بود و ما هم با یک گرفتاری‌هایی به شناسایی می‌رفتیم. همیشه باید می‌رفتیم پشت دشمن شناسایی می‌کردیم.

یک شب یادم هست شهید حسن باقری با سرلشگر صفوی که در جنگ به او آقا رحیم می‌گفتند، آمدند سوسنگرد در همان اتاق اطلاعات که یک اتاق تقریبا 20 متری بود. آن شب هم ما غذا نان و پنیر و ریحان داشتیم. بچه‌ها از همان طرف‌ها رفته بودند ریحان چیده بودند تا با نان و پنیر بخوریم. حسن آقای باقری، مهدی زین الدین، من، شهید احمدی خلج و یکی دو نفر دیگر از شهدا که اسمشان یادم نیست همه آمدند در اتاق دور سفره شام. آقای جبلی کریمی هم در جمع بود که الان هم هستند. تاریخ دقیقش یادم نیست اما اوایل سال 60 بود.

خلاصه در این جمعی که توصیف کردم شهید حسن باقری شروع کرد به صحبت کردن که: "ما باید اینجا یگان تشکیل بدهیم. باید جبهه‌ها را تقویت کرده و عراق را شکست دهیم. باید عراق را به عقب بزنیم." چیزهایی می‌گفت که وقتی ما گوش می‌‌دادیم، تعجب می‌کردیم. آن موقع در سال 60 کمترین امکانات را هم نداشتیم و سپاه هم بعد از چندین ماه تازه وارد جنگ شده بود. ایشان یک طرح‌هایی را می‌گفت که برای ما باور پذیر نبود. می‌گفت: "ما باید پیروز شویم. حتی عراق را مجبور کنیم که شرایط ما را بپذیرد. باید خرمشهر را بگیریم." آن موقع وقتی به حرف‌های ایشان گوش می‌کردیم، می‌گفتیم چرا با این شرایط ایشان چنین حرف‌هایی می‌زند؟ ولی بعدها دیدیم چیزهایی که سرلشگر باقری می‌گفت واقعا تحقق پیدا کرد. در جنگ چه اتفافات فراوانی افتاد. لشگرها و تیپ‌های سپاه تشکیل شد. سپاه یک ارتش قوی شد. و توانستیم پیروز شویم.

امروز سی‌ویکم شهریور است، روزی فراموش‌نشدنی در تاریخ  دو ملت ایران و عراق و در نگاهی کلان‌تر، در تاریخ سیاسی معاصر. 35 سال پیش در روزگاری که انقلاب اسلامی، نهالی نوپا و نورس بود، درگیر جنگی تمام‌عیار و همه‌جانبه شد که برای نابودی یک نظام مستحکم و مستقر هم کافی بود چه رسد به نظامی که از عمر کوتاه  آن، زمان زیادی نگذشته بود. منطق محاسباتی و متعارف بشری اقتضا می‌کرد که جنگ چند روزی و یا حداکثر چند ماهی بیشتر به درازا نکشد و ارتش عراق فاتح این کارزار بشود؛ همه شواهد و محاسبات نیز این را اثبات می‌کرد. با منطق محاسباتی این روزها و براساس دو‌دوتا چهارتای مادی هر نتیجه‌ای غیر از این عجیب بود. بخصوص آنکه اساسا جنگی بین عراق و ایران در نگرفته بود و بلکه در یک سوی میدان، صدام با حمایت و همراهی مستقیم و تمام‌عیار غرب و شرق به لحاظ تجهیزات نظامی و اطلاعاتی و جاسوسی و ارتجاع عرب به لحاظ اعزام نیروی انسانی قرار داشت و در سوی دیگر میدان، ایرانی بود که حتی ارتشش هم زیر تیغ و فشار انحلال و فروپاشی بود! صدام ظاهرا با 12 لشگر زرهی به ما حمله کرد اما در پایان 8 سال جنگ لشگرهای زرهی او نه تنها کم نشد که بیشتر هم شد! در بین اسرای دشمن، از بیش از ده‌ها کشور اسیر داشتیم و حتی در مواردی، آمریکا مستقیما به رویارویی و نبرد با ما پرداخت.

اما محاسبات کاملا برعکس شد و با آنکه همه دلشان می‌خواست کار ایران یکسره شود و رئیس‌جمهور وقت آمریکا، تصریح کرده بود که ایران تاوان ایستادگی‌اش را خواهد داد و گوشمالی می‌شود، این نوکر دست‌آموز آنها بود که به فرموده امام راحل(ره) در تحمیل آن همه خسارت چیزی به دست نیاورد و دستش کوتاه شد.
اما چرا معادلات و محاسبات معمول جواب نداد!؟ آیا این محاسبات عیب و نقصی داشت یا ایران توان خارق‌العاده‌ای داشت؟ حقیقت این است که بر کسی پوشیده نیست که ایران در تامین مایحتاج اولیه جنگ هم دچار عسرت و تنگدستی بود و حتی یک روز جنگ هم با فراغ بال و آسودگی طی نشد.
راز پیروزی بر دشمن و ناکامی او را باید در چیز دیگری دانست و آن چیزی نیست جز ایمان قلبی و حقیقی به غیب و نصرت الهی. شاه‌کلید و نسخه شفابخشی که هر امتی بدان دست یازید و در راه آن استقامت کرد، شاهد پیروزی را در آغوش گرفت.
همان زمان و در حالی که بخش‌های وسیعی از خاک کشورمان زیر چکمه‌های دشمن بود، عده‌ای مبارزه با دشمن تا دندان ‌مسلح را غیرممکن و بی‌فایده می‌دانستند و از مذاکره، صلح و گفت‌وگو ... دم می‌زدند و اتفاقا خود را عاقل‌تر از دیگران می‌پنداشتند! کاملا قابل پیش‌بینی است که با منطق آنان امروز چه وضعی داشتیم؛ با آن روش، قطعا امروز استان خوزستان، تماما از کشور جدا شده بود و حالت ناپایدار و پرتنشی در غرب کشور، حاکم بود که هر از گاهی به جنگ و نزاع خونین منجر می‌گردید! تجربه‌ای که در دیگر کشورها شاهد آن بوده‌ایم و آثار شوم آن کماکان باقی مانده است. اما امام(ره) عقل آنان را در برابر اخلاص، ایثار، فداکاری و استقامت مردم به هیچ انگاشت و ثابت کرد که وعده الهی «ان‌تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» حقیقتی محض و امیدآفرین است. اکنون 35 سال از آن روزگاران گذشته است.
عده‌ای از کسانی که برای دفاع از اسلام و انقلاب رفتند، به جوار قرب الهی شتافته‌اند و عده‌ای دیگر هم سند گویای آن روزگارانند و به تعبیر رهبر عزیز انقلاب در دیدار اخیرشان با جانبازان سرافراز، سند زنده آن روزگارانند. اما با این همه و با آنکه یادگاران جهاد و شهادت در جمع ما حاضرند، این روزها برخی حرف‌های قدیمی با ادبیاتی تازه گفته می‌شود!
حتما همه از روی میز بودن گزینه نظامی خبر دارید! گزینه‌ای که ملت ما در برخورد با آن ثابت کرد که روی میز یا در میدان واقعی برایش فرقی نمی‌کند و در مقابله با دشمن و تهدیداتش، می‌داند که چگونه عمل کند. آن هم امروز که نسبت به 35 سال قبل از اقتدار، توان و قدرتی به مراتب بالاتر و افزون‌تر برخوردار است. با این همه عده‌ای به محض شنیدن روی میز بودن گزینه نظامی یا به محض مواجه شدن با تهدیدهایی مثل تحریم و... همان حرف خودباختگان زمان جنگ را تکرار می‌کنند و کوتاه آمدن در برابر تهدید را، راه‌کار می‌دانند! بدون آنکه به تبعات آن فکر کنند و بگویند چقدر کوتاه آمدن در برابر دشمن، رافع مشکلات و خصومت آنها خواهد شد!؟ شاید برای بسیاری که جنگ را و دندان تیز آمریکا و نوکرانش را برای از بین بردن انقلاب اسلامی ندیدند، تصور روزهای پس از کوتاه آمدن در برابر آمریکا دشوار باشد و حتی با تبلیغات دروغین رسانه‌ای، تصویر بدی هم در ذهنشان شکل نگیرد! اما شاید بازسازی صحنه‌های جنگ و نمایش جغرافیای حقیقی دشمن، به شکل‌گیری بهتر موضوع کمک کند.
اگر آن روزها به توصیه‌های ظاهرا عالمانه آنها که خود را از همه عاقل‌تر می‌دانستند عمل می‌کردیم، امروز خرمشهر  در دست دشمن بود، صادرات نفت کماکان با جنگ و گریز و امتیازدهی همراه بود، عده‌ای به بهانه حمایت از خلق کرد مظلوم، کماکان کردستان را دستخوش آشوب و ناامنی می‌کردند، دزفول قهرمان، همچنان زیر آتش دشمن بود، امکان بازسازی و احیاء سرزمین‌های ویران شده به دست متجاوز وجود نداشت، ده‌ها هزار نفر از فرزندان ایران، کماکان در سیاه‌چال‌های دژخیمان اسیر بودند و صدها بلای دیگری که از یادآوری آنها، دل هر انسان فهیم و مسلمانی به درد می‌آید. و اکنون جای این پرسش مهم و حیاتی است که آیا جنگ، فقط جنگ زمینی و روی خاک است!؟ آیا دشمن دیروز ما یعنی آمریکای جنایتکار، انگلیس خبیث و فرانسه خائن و دیگر حامیان صدام، دست از خوی تجاوز و جنایت خود برداشته و عابد و زاهد شده‌اند؟! یا نه، به تلافی سیلی که از ملت ما خورده‌اند و هیمنه و اقتدار پوشالی‌اشان را در پیش چشم مردم عالم از بین برده، مترصد فرصتی برای تلافی و انتقام هستند؟ موضوعی که بارها و بارها رسما و صراحتا از زبان مسئولان آمریکایی وقیحانه اعلام شده و از اعلام آن نیز ابایی ندارند.
در چنین شرایطی، دعوت به کوتاه آمدن، مانند قبول از دست رفتن بخش‌هایی از ایران و حتی بالاتر از آن نیست؟ آنها فراموش کرده‌اند که نه آن روز سلاح ما به تنهایی دشمن را زمینگیر کرد و نه امروز چنین است. در همه روزهای پرشکوه ملت ما ایمان به غیب و نصرت‌الهی درکنار سخت‌کوشی و ایستادگی بود که سرنوشت معرکه را به نفع ما رقم زد و دشمن را عقب راند. امروز هم رمز پیروزی همان است. اگر سخت‌کوشی و ایستادگی و تکیه بر توان خودی کمرنگ شده، با تاکیدات ده‌ها و صدها باره رهبر عزیز انقلاب، بهانه‌ای و عذری از کسی پذیرفته نیست و نمی‌توان توان ملت را به دلیل ضعف مدیریت و سازماندهی مدیران، نادیده گرفت و اگر کدخدا جای خدا را در دل برخی گرفته و امید و اتکا به ذات اقدس الهی جای خود را به لبخند دشمن و روی خوش او داده، باید به خود آمد و در آن تجدیدنظر کرد که خداوند وعده فرموده: «به عزت و جلال خودم، هر کس به غیر از من به دیگری امید بندد، امیدش را ناامید می‌کنم» تجربه 35 سال پیش، چون آئینه‌ای تمام‌نما از افتخار و عزت پیش روی ماست، نباید این سند افتخار را به طاق نسیان و  فراموشی بسپاریم.


عبدالرضا صمدی

دفاع مقدس

برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اولین نماز جمعه پس از آغاز دفاع مقدس با اشاره به ادعای رادیو عراق، پاسخ دشمن بعثی را اینگونه دادند: «ما به سوی میدان جنگ پرواز می‌کنیم». به مناسبت فراسیدن هفته دفاع مقدس پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در کلیپی صوتی به بازخوانی این سخنرانی می‌پردازد.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این صوت می‌شنوید:

* شنیدم دستگاه تبلیغاتی مزدور عراق پیغام داده است و سخن پراکنده است که چرا آنها که میگویند خودشان به میدان نمی‌آیند و شنیدم اسم مرا آورده است. ما میدان آمدنمان مانند میدان آمدن خائن و کافری چون صدام نیست؛ ما به سوی میدان جنگ پرواز میکنیم. آن روزی که امام اشاره کند و اجازه دهد من اول کسی خواهم بود که به میدان خواهم رفت. ما میدان جنگ را سالهاست آزموده‌ایم. آن هم با کسی از صدام قویتر و شقی تر و بر او پیروز شده‌ایم. در میدان رفتن ما شکست نیست. ما به میدان خواهیم رفت و اگر منِ شخصی، از میدان برنگردد و در آن‌جا شهید بشود یقیناً جمعِ به میدان رفته‌ها از میدان برنمیگردد مگر آن وقت که پیروز شده باشد. خدا راه شکست را به روی ما بسته است. «قل هل تربصون بنا ایها الکفار، ایها الصدام، قل هل تربصون بنا الا احدی الحُسنِیین» شما مگر دو راه در مقابل ما بیشتر میبینید؟ این هر دو راه برای ما افتخارآمیز است. یکی راه شهادت که افتخارش همیشگی و ثابت و لایزال است و دیگری راه پیروزی، پیروزی ظاهری. و هر دو برای ما پیروزی است.
مشروح خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۵۹/۰۷/۰۴

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (یکشنبه) و در آستانه‌ی هفته‌ی دفاع مقدس، به مدت دو ساعت و نیم، با جمعی از جانبازان قطع نخاع و جانبازان بالای هفتاد درصد که  هم‌زمان چشمان و یک یا دو عضو بدن خود را از دست داده‌اند و همچنین خانواده‌های آنان، از نزدیک دیدار و در فضایی صمیمی آنان را مورد تفقد قرار دادند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از دیدار با جانبازان و خانواده‌های آنان در سخنان کوتاهی با اشاره به رنج‌ها و مشکلات جسمی جانبازان، اجر آنان را به دلیل این امتحان سخت، مضاعف و رو به افزایش دانستند و خاطرنشان کردند: جانبازان تابلو و تصویری از دوران ابتلاء بزرگ ملت ایران در دوران دفاع مقدس هستند و حضور آنان در جامعه، در واقع بیان حقایقی تاریخی، معرفتی، سیاسی و بین‌المللی است.
ایشان تأکید کردند: جانبازان، از یک طرف گویای جنایات قدرت‌هایی هستند که از صدام حمایت کردند و از طرف دیگر نشان‌دهنده‌ی عظمت و بزرگواری امام راحل رحمه‌الله و انقلابی هستند که توانست چنین انسان‌های والامقامی را تربیت کند و به جبهه‌ها بفرستد.
رهبر انقلاب اسلامی صبر همسران جانبازان و تحمل آنها بر رنج و سختی خدمت به جانبازان را ایثارگری واقعی و یک جهاد و حماسه خواندند و همسران جانبازان و فرزندان و بستگان آنان را به حفظ این ثروت عظیم معنوی و مراقبت از آن توصیه کردند. گزارش تصویری
امام خامنه ای
امام خامنه ایامام خامنه ایامام خامنه ای

عملیات رمضان یکی ازعملیات های بزرگ تهاجمی جمهوری اسلامی ایران بود که در تاریخ 23 تیر سال 1361 در ساعت 21 و 30 دقیقه با رمز مقدس یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی آغاز شد. این عملیات از سوی فرماندهی مشترک سپاه و ارتش در قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) در منطقه شلمچه و شرق بصره در چهار محور و در پنج مرحله با هدف از بین بردن سپاه سوم عراق و توپخانه های دشمن که شهرهای مرزی را مورد هدف قرار می داد و نیز محاصره شهر بصره در منطقه ای به وسعت 1500 کیلومتر انجام شد و اولین عملیاتی بود که دلاورمردان سپاه اسلام با پیروزی وارد خاک عراق شدند.

در ایامی که عملیات رمضان در حال انجام بود، استان خوزستان هوایی گرم و سوزان با حرارتی بالای 50 درجه داشت. در این عملیات تعدادی از رزمندگان اسلام که با زبان روزه در حال نبرد با دشمن بودند به فیض شهادت نائل آمده و با لبهایی خشک به عشق زیارت اباعبدالله الحسین(ع) آسمانی شدند و به سوی خدا پرواز کردند.

یکی از رزمندگان ایران اسلامی از میان گنجینه خاطرات خود از دفاع مقدس ملت ایران، خاطره ای از شهدای مظلوم عملیات رمضان را  این گونه نقل می کند:

عملیات رمضان در تیر ماه سال 1361 در هوای گرم و داغ خوزستان آغاز شد و جنگیدن با دشمن در آن هوای گرم خیلی سخت بود. مرحله سوم  این عملیات در ماه مرداد که اوج گرمای هوا بود و درجه حرارت به بالای 50 درجه می رسید، انجام می شد.

در یکی از روزهای عملیات تعدادی از رزمندگان، برای انتقال مجروحینی که شب قبل جهت غافلگیری و حمله به نیروهای خط مقدم دشمن اعزام شده بودند، به خط مقدم عملیات رفتند، مدتی بعد که دوباره برگشتند، با گریه به ما گفتند که همه مجروحین شهید شده اند، از آن ها سوال کردیم که آیا عراقی ها به رزمندگان مجروح ما تیر خلاصی زده بودند که در جواب به ما گفتند نه، آن ها از تشنگی به شهادت رسیده بودند. وقتی که طبق دستور فرماندهی به عقب برمی گشتیم، دیدم که تعدادی از رزمندگان روی زمین افتاده اند، بعضی از آن ها را می شناختم، وقتی به بالای سرشان رفتم، متوجه شدم که زخمی نشده اند ولی تکان هم نمی خوردند؛ سرم را که روی سینه هایشان می گذاشتم صدای قلبشان که آرام می زد را می شنیدم . لبهایشان خشک شده بود. هر کس که در این گرمای طاقت فرسا می جنگید، نیازی به تیر و ترکش نداشت فقط کافی بود که چند ساعت آب به او نرسد تا تشنگی کارش را تمام کند. منبع: سپهر حزب الله

کی خسته ست ؟ دشمن

کی بریده؟ آمریکا

روحیه ؟ عالیه

شکمها؟ خالیه

بسیجی؟ جنگیه

حزب الله؟ جنگیه

آمریکا؟ مشقیه

شوروی؟ گازیه

اسرائیل؟ بادیه

…………….

بسیجی حزب الله

کجا میریم کربلا

با کی میریم روح الله

هرکس میاد بسم الله

مارم ببیرین جا نداریم

بُـکسِل کنین سیم نداریم
---------------////////----------
شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات..

۱۷۵ شهید غواص و خط‌شکن روزی روزگاری در جنگ تحمیلی به آب‌زدند تا آزادگی را تجربه کنند و امروز با دست‌های بسته آمدند تا تاج آزادگی را بر سر ما نهند و از هر بندی و اسارت و تحمیلی رها کنند.

به گزارش تبیان، با لب‌های تشنه و خاک گرفته آمده‌اند تا ما را از سرچشمه معرفت سیراب کنند و احدی جرئت به تعرض نکند.

روایت صحنه تفحص این دلاوران چنان دل را به درد می‌آورد که حتی یکی از رزمندگان کربلای ۴ اذعان می‌کند: تصور صحنه این شهدا و تفحص آن به‌نوبه خود ازنظر من به‌عنوان یک رزمنده که جبهه‌ها را به‌خوبی درک کرده‌ام، بسیار سخت‌تر از صحنه‌هایی است که ما دیدیم و تحمل کردیم.

خبر تکان‌دهنده‌ای بود

غلامرضا آسمانی همزمان با وقایع اخیر و تفحص شهدای غواص خط‌شکن خاطره‌ای از کربلای ۴ را به این سبک بیان می‌کند.

وی می‌گوید: هرچند یگان منطقه ما غواص نداشت اما خبر تفحص شهدای غواص خط‌شکن با دست‌های بسته که گویا عده‌ای از آن‌ها حتی زنده‌به‌گور شده بودند، واقعاً تکان‌دهنده بود و خاطرات کربلای ۴ صحنه‌های پس از عملیات و شهدای به خاک افتاده را جلوی چشمانم تداعی کرد و مرا به یاد لحظه‌های شهادت دوستان شهیدم در آن عملیات انداخت. تصور آن صحنه خیلی دل‌خراش است و حتی در تمام ۸ سال دفاع مقدس این قضیه خیلی تکان‌دهنده بود. برای کسی مثل من که جنگ و جبهه را درک کرده و دیده بود، این موضوع همچنان سخت است، چه برسد به نسل‌های پس از ۸ سال دفاع مقدس.

شبی که صحنه کربلا مجسم شد

غلامرضا آسمانی در ادامه به حضور خودش در کربلای ۴ اشاره و خاطره آن شب را این‌گونه روایت می‌کند:

آن منطقه هموار و مسطح است. برای همین خاک‌ریزهای متعددی زده بودند و قسمتی را هم با آب بسته بودند. جلو رفتیم، واگن‌های قطاری که عراقی‌ها در خاک کرده بودند و به‌وسیله خاک آن را پوشانده بودند و با آجر، اطراف آن را دیوارچینی کرده بودند، رسیدیم. از هر واگن چند پله می‌خورد و وارد واگن می‌شد. همراه فرمانده وارد شدیم و فرمانده آنجا مستقر شد. شب عراق دوباره حمله کرد و چون منطقه مال خودشان بود به‌شدت آتش در آنجا می‌ریخت. گلوله‌باران و آتش شدید بود، به حدی که نمی‌توانستیم از قطار خارج شویم و خروج از واگن بی‌شک برابر با کشته شدن بود. تا صبح آنجا بودیم. با گرگ‌ومیش شدن هوا از سرعت آتشبار کاسته شده بود و توانستیم از پناهگاه خارج شویم و جلو برویم. به فرمانده پیشنهاد برگشت به عقب دادیم و او هم قبول کرد. در این شرایط که ظاهر امر نشان می‌دهد عملیات لو رفته است، عقب‌نشینی کنیم. وقتی از واگن خارج شدیم، دیدیم که تیربار دیشب به حدی زیاد بوده که باعث شده بود آجرهای روی سقف واگن‌ها، تماماً خورد و پراکنده شوند.

به حدی که به‌جرئت می‌توانم بگویم روی سقف واگن، ۴ میلی‌متری بیشتر خاک، نمانده بود. طوری که اگر بگویم این گلوله‌باران تا حدود یک ساعت دیگر ادامه پیدا می‌کرد، حتماً سقف واگن‌ها سوراخ می‌شد و آتش به داخل قطار می‌آمد. واقعاً صحنه عجیبی بود.

از لحظه‌ای که تاریکی آسمان به زمین سایه انداخت تا تلالو سپیده‌دم، همچون باران آتش تیر بر سر ما می‌ریخت. لطف خدا بود که این نبرد تا صبح بیشتر دوام نیاورده بود. فرمانده پیشنهاد داد قبل از برگشت یکسری به خط بزنیم، همین‌طور که داشتیم به سمت جلو می‌رفتیم که یک صحنه واقعاً عجیبی دیدم. به حدی از رزمندگان شهید شده بودند که راه نبود بین بدن‌ها پا بگذاریم و عبور کنیم.

دو شب قبل یعنی شب آغاز عملیات یک گردان به این منطقه آمده بود و به خاطر لو رفتن کربلای ۴ توسط ماهواره‌های آمریکایی پس از جریان «مک فارلین»، بعثی‌ها توانسته بودند رزمندگان ما را قتل‌عام کنند. کاری هم از ما ساخته نبود و حتی نمی‌شد آنجا ایستاد چون گلوله می‌آمد و در همین لحظه پیام آمد هرکجا هستید عقب‌نشینی کنید و ما هم برگشتیم عقب. وقتی داشتیم برمی‌گشتیم آتش‌بار کم شده بود و آمبولانس‌ها وارد منطقه شده بودند. جنازه‌ها را جمع می‌کردند و اگر مجروح و زخمی بود مداوا می‌کردند.

وقتی یک نفر از ما جدا شد

شهید

سردار سیدمحمد باقرزاده در نشستی خبری به تشریح جزئیاتی تازه از شهادت ۱۷۵ غواص خط‌شکن پرداخت و تصریح کرد: مظلومیت آشکار و پنهان خط شکنان و غواصان شهید در بازی رسانه‌ای دشمن و دوستان ناآگاه به حاشیه رفت.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست خبری سردار سیدمحمد باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح پیرامون کشف پیکرهای ۱۷۵ شهید غواص و خط شکن دفاع مقدس صبح امروز در معراج شهدای تهران برگزار شد.

سردار باقرزاده با اظهار تاسف از اینکه مظلومیت آشکار و پنهان خط شکنان و غواصان شهید در بازی رسانه‌ای دشمن و دوستان ناآگاه به حاشیه رفت، گفت: البته تعدادی از رسانه‌ها بابصیرت عمل کردند که شایسته تقدیرند.

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین روش متعارف کمیته را پرهیز از بیان برخی جزئیات و صحنه‌های تفحص دانست و افزود: همواره نگرانی این را داریم که جامعه کشش لازم برای دریافت بسیاری از حقایق جنگ را نداشته باشد.

وی با اشاره به تحریف به عنوان یکی از دو خطر عمده تاریخ دفاع مقدس عنوان کرد: تخریب چهره‌های نورانی فرماندهان، رزمندگان و شخصیت‌های مفید جنگ و تحریف به این معنا که بسیاری از حقایق از پایه و اساس منحرف شود و چیزهایی بازگو گردد که حقیقت نداشته باشد، یک خطر است.

پاسخ به برخی شبهات درباره غواصان شهید

وی با اشاره به برخی شبهات مطرح شده در خصوص اینکه چرا باید این تعداد از رزمندگان شهید شوند، بیان داشت: معمولا در تفحص‌های اخیر بعد از سقوط صدام، رقم تفحص بالا نبوده است اما اینبار ۱۷۵ شهید کشف شد که از این تعداد ۱۵۰ شهید غواص و باقی خط شکن بودند.

سردار باقرزاده با تاکید بر این نکته که برخی از زخم خورده‌ها سناریویی را در راستای اهداف خود کلید زدند، خاطرنشان کرد: آنان مطرح کردند که چرا باید این تعداد رزمنده در عملیات شهید شوند و مقصر فرماندهان هستند. عده‌ای گفتند چه کسی گفته است که این شهدا غواص هستند. ما تاکید کردیم که شهدا غواص و خط شکن بودند. این‌ موضوعی پنهانی نبوده است که بخواهیم پنهان کنیم. کشته و کشته شدن از بدیهیات جنگ است. شبهه شد که مگر ممکن است خط شکن اسیر شود.

پیکر غواص شهید

رونمایی از پیکر مطهر یکی از غواصان شهید

به پاس فعالیت و حضور مستمر و تلاش‌های فرج‌الله سلحشور در عرصه هنر انقلاب، آئین تجلیل از این هنرمند پیشکسوت سه‌شنبه ساعت ۱۵ در خبرگزاری فارس برگزار می‌شود.

 فارس: فرج الله سلحشور فعالیت در عرصه هنر انقلابی را از آغازین روزهای انقلاب در حوزه هنری آغاز کرد و برای رسیدن به نقطه مطلوب هنر انقلاب از هیچ تلاشی فروگذار نبود. وی در ابتدای فعالیتش با بازیگری وارد عرصه سینما شد و در فیلم «توبه نصوح» و «پرواز در شب» به ایفای نقش پرداخت.

کارنامه فعالیت سلحشور  سرشار از علاقه و محبتش به قرآن کریم و اهل بیت (علیم السلام) است. او حضور چشمگیری در عرصه فرهنگ و هنر انقلاب داشته و همواره کوشیده است که در آثارش فرهنگ قرآنی را ترویج کند و با هنر و درکی درست از مفاهیم قرآنی، آثاری در شان انقلاب پدید آورد. این همه و بسیار بیشتر از این او را در جایگاهی نشانده است که اینک اگر او را «علمداری در هنر انقلاب» بدانیم گزاف نیست.
 سلحشور در سه دهه فعالیت خود تلاش کرده است تا در آثارش فرهنگ قرآنی و سیره ائمه و پیامبران را لحاظ کند و با ساخت سریال‌های  «ایوب پیامبر»، «مردان آنجلس» و «یوسف پیامبر » توانست به شکل  شایسته ای قصص قرآنی را برای مخاطب بازگو کند و جمعیت هدف علاوه بر ایران در منطقه نیز مورد توجه قرار گرفت.
خبرگزاری فارس به همین مناسبت همزمان با هفته مقاومت، میزبان مراسم تجلیل از این چهره شاخص هنر انقلاب اسلامی است. در این فرصت از همه همکاران و همراهان این عزیز در سه دهه فعالیتش دعوت به عمل می‌آورد تا در این مراسم حاضر شوند.

مراسم تجلیل از این هنرمند ارزشمند و چهره فعال فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه مورخ پنجم خرداد ماه ساعت ۱۵ در خبرگزاری فارس برگزار خواهد شد.  حضور برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

175 غواص

حالا بروید این موضوع را برای برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در جشن های نوروز و خوابگاهی و نمایشگاه غذا و ... در دانشگاه ها بیان کنید و بگویید که اگر مردانگی امثال این 175 نفر که نه همه شهدای . جانبازان انقلاب و دفاع مقدس نبود آیا آنها به این راحتی و بی خیالی بودند یا باید کفش های آمریکایی ها را واکس می زدند.

جلیلی - خرمشهر

عکس العمل عجیب فرمانده در مقابل سیلی سرباز! +عکس

 32 سال پیش در اول خردادماه 1362 محمد بروجردی، فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهدا به خون خود غلطید. آنچه در ادامه می خوانیم، خاطره ای است از دوران حیات مادی اش:  در دفتر فرماندهی سر و صدا به حدی رسید که فرمانده سپاه منطقه هفت از اتاقش بیرون آمد و جویای قضیه شد.

مسئول دفتر گفت:" این سرباز تازه از مرخصی برگشته ولی دوباره تقاضای مرخصی داره".

فرمانده گفت:" خب! پسر جان تو تازه از مرخصی آمدی نمیشه دوباره بری".

یک دفعه سرباز جلو آمد و سیلی محکمی نثار شهید بروجردی کرد. در کمال تعجب دیدم شهید بروجردی خندید و آن طرف صورتش را برد جلو و گفت:" دست سنگینی داری پسر! یکی هم این طرف بزن تا میزان بشه".

بعد هم او را برد داخل اتاق. صورتش را بوسید و گفت:"ببخشید، نمی دانستم این قدر ضروری است. می گم سه روز برات مرخصی بنویسند".

سرباز خشکش زده بود و وقتی مسئول دفتر خواست مرخصیش را با کارگزینی هماهنگ کند گوشی را از دستش گرفت و گفت:"برای کی می خوای مرخصی بنویسی؟ برای من؟ نمی خواد. من لیاقتش را ندارم". بعد هم با گریه بیرون رفت. بعدها شنیدم آن سرباز راننده و محافظ شهید بروجردی شده؛ یازده ماه بعد هم به شهادت رسید. آخرش هم به مرخصی نرفت.