سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

هدف دادن اطلاعاتی در مورد دین و دنیاست
امیرالمومنین در حدیثی زیبا در راستای بصیرت افزایی می فرمایند: « کور آن کسی نیست که چشم ندارد ، بلکه کسی است که بصیرت ندارد. (کنزالعمال حدیث 1220) امام صادق(ع) می فرماید: عموی ما عباس بن علی، بصیرتی نافذ و استوار داشت. تعریفی بسیار زیبا از بصیرت : ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺧﺪﻣﺖ مقام معظم ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺗﺮﺑﯿﺖﮐﻨﯿﻢ. آقا ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﻣﻨﻈﻮﺭﺗﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ؟ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻘﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﻮﻻﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭﻟﯿﺸﺎﻥ... آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺑﺼﯿﺮ, ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ امیرالمؤمنین (علیه سلام) ﺩﺭ ﻭﺻﻔﺶ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: مالک ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺍگرﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ" ﮐﺎﺭﯼ را ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺰﺩ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﺑﻮﺩ، ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻣﺮ ﻣﯿﮑﺮد... ﺑﺼﯿﺮﺕ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﻮﻻﯾﺖ هم ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍ عمل کنی به نقل از qaemworld.blog.ir - هرگونه برداشت از این وبلاگ حتی بدون ذکر منبع آزاد است!

آخرین نظرات

صبح روز بعد از خاکسپاری شهید صیاد شیرازی، خانواده‌اش نماز صبح را خواندند و به طرف بهشت زهرا(س)، بر سر مزار صیاد رفتند، اما پیش از آنها شخص دیگری هم آمده بود. مقام معظم رهبری فرمودند: «دلم برای صیادم تنگ شده، مدتی است ازش دور شده‌ام.»

چهارشنبه هفته گذشته، رسانه‌های جهان خبری را مخابره کردند که بار دیگر از هویت فریبکارانه و حیله‌گر طرف غربی مذاکره با ایران پرده برمی‌داشت و فرجام اعتماد به آنان را به درستی نشان می‌داد. خبر تحریم مجدد بانک تجارت و 32 شرکت ایرانی از سوی اتحادیه اروپا. خبر این تحریم‌های دوباره بر روی خروجی اغلب خبرگزاری‌ها و رسانه‌های مهم جهان که موضوع هسته‌ای کشورمان را دنبال می‌کردند آمده بود. اما علیرغم حساسیت آنها، در داخل کشور تحریم‌های تازه برای روزنامه‌های اصلاح‌طلب اصلاً اهمیتی نداشت! چرا که نمی‌خواستند شادی کاذب برخی از هواداران بی‌خبر از اصل ماجرا و اعتماد پوشالی و ساختگی به دشمن را خراب کنند! آنها که روزگاری با دست‌آویز قرار دادن تحریم‌ها و نشان دادن خودشان بعنوان حلال مشکلات و نیز نمایش تحریم‌ها بعنوان یگانه عامل مشکلات کشور، به معنی واقعی «کاسب تحریم شده» بودند، در این مقطع چشم خود را به روی حقیقت بستند و حتی برخلاف رویه حرفه‌ای، خبر این رخداد مهم را هم منتشر نکردند! البته شاید وجود خبر‌های مهم دیگر مانع این کار شده باشد! مثلا شرق تیتر گزارش حمله به مطهری روی میز رؤسای قوا را با عکس او به این خبر ترجیح داد! و در تیتر دیگری خبر داد که درهای عشرت‌آباد به روی مردم باز می‌شود! آرمان برای صدمین بار اموال بابک زنجانی را شناسایی کرد و البته به ماجرای بسیار مهم علی مطهری هم پرداخت! آفتاب یزد بدون آنکه تحریم‌های تازه را به روی خودش بیاورد، نوشت «کدام تحریم‌ها در انتظار لغو!؟» و در تیتر دیگری از ناامنی ورزشگاه‌ها بخاطر تک جنسیتی بودن آن خبر داد! ایران که روزنامه رسمی دولت است و باید اصل خبر رسانی به مردم را در هر شرایطی لحاظ کند با تیتر بزرگ «ورود سرمایه اروپایی‌ها به بورس تهران» کوشید افکار عمومی را از حقیقت تلخ تحریم‌های تازه بی‌خبر نگه دارد و چهره دشمن را بزک کند! جمهوری اسلامی حمله به سریال «در حاشیه» مهران مدیری را مهم‌تر از حمله به اروپا برای تحریم مردم دانست و در تیتر یک هم بدون توجه به اقدامات تلخ زیست محیطی دولت یازدهم مثل واگذاری آشوراده و... خطر تغییر کاربری اراضی مازندران را گوشزد کرد! شهروند بررسی علل قتل‌های خانوادگی در شمال و جنوب پایتخت را به بررسی علل جنایت اروپا علیه ایران ترجیح داد! و بالاخره اعتماد عکس تمام قد مطهری و موضوع بسیار مهم! حمله به او را در پیشانی صفحه اول خود نشاند!
اکنون باید از مدعیانی که روزگاری با کاسبی تحریم‌ها رأی مردم را گرفته و وعده‌های آنچنانی درباره رفع آنها داده بودند پرسید؛ چه شده که تحریم بزرگ و ناجوانمردانه 32 شرکت و یک بانک ایرانی در نظرتان بی‌اهمیت شده؟!http://kayhan.ir

اخیرأ طرحی تحت عنوان رتبه بندی معلمان به تصویب هیأت محترم وزیران رسیده است، که طبق اظهارات مسئولین ارشد وزارت محترم آموزش و پرورش، بن مایه و هدف اصلی از اجرایی ساختن آن، واداشتن و سوق دادن معلمین عزیز و زحمتکش به سمت انجام کار پژوهشی و تحقیقی در حوزه ی مرتبط شغلی، جهت پویایی بیشتر و ارتقاء کیفیت و افزایش بهره وری در امر مقدس تعلیم و تعلم می باشد. مخلص کلام در این ارتباط ، اینکه طبق اظهارات این مسئولین عزیز، همانا معلم تر کردن معلمان هدف اصلی این طرح می باشد. که البته ناگفته نماند که به نظر می رسد تصویب آن نیز تا حدودی از پی درخواست های مکرر فرهنگیان محترم از چندی قبل، مبنی بر افزایش حقوق و مزایای دریافتی شان، جهت افزایش قدرت خرید و برابری در مقابل نواسانات ناشی از جهش دائمی و رو به جلو تورم باشد.
طرح، همانند سایر طرح های دیگری که در این چند ساله ی اخیر به زیبایی و ظرافت خاصی تدوین و تصویب و به زیبایی هر چه تمام تری مجلد شده و جهت ابلاغ و اجراء آماده گردیده است، طرح بسیار جالب، امیدوار کننده و در عین حال آرمان گرایانه ای است. و فعلأ در چارچوب و چهارگوشه ی برگه های آچار به خوبی قامت راست نموده و پیش می رود و تمام زوایای پیدا و پنهانش واکاوی و مشخص خواهد گشت. اکنون هم که در آستانه ایم، پیشاپیش همه چیز مهیاست تا عنقریب وارد مدینه ی فاضله ی کیفیت آموزشی و سرزمین گل و بلبل علمی که در ذهن متصور آن هستیم بشویم.و اما یک چیز...
و آن اینکه به نظر می رسد و بیم آن می رود که این نیز مثل بعضی از قبلی ها، به هنگام پیاده سازی از روی اوراق برمحور واقعیت و فضای موجود، جور درنیاید و متروک بماند و یا اثری را که خواهانیم دربر نداشته باشد. امید که هر چه باشد اینگونه نباشد!
این بیم از آنجا بیشتر رخ می نماید که از همین ابتدا واکنش هایی را در جامعه ی مشمول، بدین شرح بروز داده است:
۱ - به نظر می رسد آنها (ما معلمین)! از اینکه دولت افزایش حق و حقوق طبیعی شان را که برای سایر کارمندان اتوماتیک وار به تبعیت از افزایشات تورمی است، منوط و مشروط به بدست آوردن یک سری رتبه و انجام فعالیت ها و تکلیف معلم و شاگردی کرده که خود مبدع آن اند و در واقع از اینکه از سیاست هویچ و چماق استفاده کرده، رنجیده خاطر شده و چینی نازک عواطفشان ترک بر داشته است.

۲ - معلم تر شدن دیگر چه موضوعی است؟ مگر قشر زحمتکشی که تاکنون و قبل از این در این چندساله ی اخیر در سرما و گرما، روز و شب و گاه و بیگاه به اقصی نقاط دور افتاده ی این مرز و بوم پروانه وار پر کشیده اند و در آتش غوطه خورده اند و قلندروار تیغ بر سر کشیده اند و خود را همرنگ و فدای فرزندان این سرزمین کرده اند، تلاشی درجهت معلم تر شدن نبوده و ازاین باب چشمداشتی
داشته اند که حال منتظر پاداش باشند؟
و اگر منظور از معلم تر شدن، فنی تر شدن و تکنیکی تر شدن معلم در امور شغلی اش باشد، (که منظور هم همین است) به نظر شما غم نان اگر می گذاشت و این پرنده ی دوّار در سطح شهر، فرصتی و مجالی می یافت، برای تحقق این امر لحظه ای فروگذار می کرد؟

۳ _ مگر بانکی ها، نفتی ها، بهداشتی ها، آلومینیومی ها، فولادی ها و سایرین که بطور طبیعی به خاطر افزایش تورم هرساله مزایایشان افزایش یافته و می یابد به واسطه ی این است که مثلأ:
بانکی ها بانکی تر می شوند!
نفتی ها نفتی تر می شوند!
بهداشتی ها بهداشتی تر می شوند!
آلومینیومی ها براق تر می شوند!
و یا فولادی ها آبدیده تر می شوند!
نه! بلکه حق طبیعی آن ها است که ناچارأ به تناسب تورم هرساله جیب شان پف بکند! معلم هم یکی از همین ها، مگر غیر از این است!
۴ _ بعید به نظر می رسد حداقل ۸۵ هزار تومان (کمترین رتبه) و حداکثر ۳۰۰ هزار تومان (بالاترین رتبه که اصلأ دست یافتن به آن هم به این راحتی ها نیست) در مقابل افزایش حداقل ۴۵۰ و حداکثر ۸۰۰ هزار تومانی بانکی ها، پولی باشد که بتواند معلم فرورفته تا بنا گوش در قرض، که حداقل تا ۵ سال آینده خود را پیش فروش کرده و زمان کسبی و معیشتی خود را به صاحبان اجناس قسطی از دست داده است را بتواند مجاب کند تا راضی شود ایستگاه تاکسی و میدان شهر را رها و پشت میزهای سخت و خشن کتابخانه ها قوز کند برای معلم تر شدن و بدست آوردن مبلغی نا چیز آنهم با هزار منّت و اما و اگر و احتمال که آیا بدهند یا ندهند!

۵ _ معلم تر شدن خرج دارد! آری خرج ! معلم نخواسته و نخواهد خواست تا چک سفید امضاء برایش درب منزل ببرند، بل که او خواستار حقوق و مزایایی در حدّ رفع حوائج و نیازهای روزمره ی و تکریم استحقاقی خود است.

آنچه آمد گلایه ای بود و بس ! امید که خاطری را آزرده نساخته باشد! دعا می کنیم به درگاه خداوند متعال و از پی این دعای خیر هم تمام تلاش خود را نیز صادقانه بکار می گیریم که ان شاءالله این طرح به خوبی اجراءگردد، حتی اگر از این حیث هم چیزی به ما نرسد! چرا که معلمیم و آموخته ایم که خود را باید فدا کرد تا دیگران بمانند!

و این حقیقت معلمی ست! .alef.ir

 یکی از دغدغه های مردم، تشخیص اصل یا تقلبی بودن برخی محصولات غذایی است. در ادامه راهکارهایی ذکر خواهد شد که به شما برای تشخیص عسل، شیر و رب با کیفیت کمک زیادی خواهد کرد.

 آتش زدن عسل

برای تشخیص عسل با کیفیت از بی کیفیت، سر گوگرددار چوب کبریت را وارد عسل کنید و سپس با فندک سعی کنید، آن را آتش بزنید. اگر کبریت روشن نشد، کیفیت عسل مناسب است. همچنین می توانید ظرف شیشه ای حاوی عسل را جلوی نور بگیرید. اگر نور به راحتی از آن عبور کرد، عسل خوبی نیست. عسل خوب و باکیفیت باید مقداری تیره باشد.

 حل کردن رب در آب

بعضی از مراکز مجاز فروش رب، برای تولید رب گوجه فرنگی از کدو استفاده می کنند. برای تشخیص این گونه رب ها، یک قاشق از رب را در یک لیوان آب حل کنید. اگر آب تا حدودی قرمز شد، رب گوجه فرنگی و اگر نارنجی یا زرد شد، کدو است.

 سوزن زدن به شیر

برای تشخیص شیری که در آن از شیر خشک کمتری استفاده شده، سر سوزن را وارد شیر کنید و بیرون آورید. اگر قطره شیر، سریع چکید، یعنی کیفیت آن پایین است و اگر زمان بیشتری مانند 5ثانیه برای چکیدن قطره نیاز بود، کیفیت آن خوب است. سلامت نیوز /

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
والحمد لله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک.
تبریک عرض میکنم این میلاد مسعود را به همه‌ی عاشقان ولایت، عاشقان نبوّت، عاشقان خاندان پیغمبر، دلباختگان فضیلت حقیقی. به شما عزیزان خوشامد عرض میکنم؛ یکایک شما دارای ارج و مقامی هستید که اشاره خواهم کرد و عرض خواهم کرد. قبل از شروع عرایضم یاد مرحوم آقای آهی (رحمة‌الله علیه) مدّاح متعهّد و پایبند و خیرخواه و پرتلاش را گرامی میدارم.(۲)
بنده مرحوم آهی را از سالهای اوایل دهه‌ی ۴۰ می‌شناسم. در مشهد یک جمعی از مادحان اهل‌بیت آمده بودند و ایشان فعّال بود؛ البتّه آشنایی‌ای پیدا نکردیم امّا من ایشان را شناختم و دیدم؛ سالهای متمادی ایشان را از دور می‌شناختیم؛ بعد هم از نزدیک خدمت ایشان رسیده بودیم. خدا ان‌شاءالله درجاتش را عالی کند، به‌معنای حقیقی کلمه، پابند و متعهّد و علاقه‌مند و بخصوص نسبت به جامعه‌ی مدّاح دارای احساس تعهّد و مسئولیّت بود. و هر سال ما ایشان را در اینجا زیارت میکردیم. رحمت خدا بر او باد؛ خدا ایشان را بیامرزد؛ خدا ما را هم بیامرزد!
سه مطلب را من عرض میکنم: یکی درباره‌ی شما است، درباره‌ی مدّاحی و درباره‌ی این حرفه‌ی بسیار شریف است؛ یکی درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای است که امروز به یک مسئله‌ی رایج در کشور ما تبدیل شده است؛ یکی هم راجع به مسئله‌ی یمن است. این سه مطلب را من امروز به‌طور اجمال با شما عزیزان، و در واقع با ملّت ایران، مطرح میکنم.
درباره‌ی مطلب اوّل؛ حرفه‌ی مدّاحی حرفه‌ی بسیار باشرافتی است؛ چرا؟ چون در طول تاریخ کسانی بودند که ستمگران را، ظالمان را، زورگویان را مدح میگفتند و مدح میکردند؛ امروز هم هستند. امروز هم در دنیا کسانی هستند که زبان میگشایند به مدح پلیدترین انسانهای عالم، یا قلمهایشان را با مزد ــ با مزدی کثیف و پلید ــ در این راه به‌کار می‌اندازند؛ شما به‌عکس، زبانتان، نفَستان، حنجره‌تان، قدرت هنری‌تان در خدمت مدح فضیلت است. خاندان پیغمبر خاندان فضیلتند؛ سرتاپا فضیلت. مادح خورشید مدّاح خود است؛(۳) شما در واقع با مدح فضیلت خاندان پیغمبر، مدح خودتان را هم میکنید و در واقع شرافت این شغل را نشان میدهید. من چند سال قبل از این، در همین مجلس مربوط به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) این شعر را از مرحوم صغیر اصفهانی خواندم(۴):
در حدیث آمد که اندر لیلة‌الاسراء پیمبر
اشترانی دید، من خود اشتری زان کاروانم
گر نداری باور و حجّت همی خواهی نظر کن
بر کتاب مدح او در دست من کاین هست بارم(۵)
رحمت خدا بر صغیر اصفهانی. بنابراین شما کتاب مدح فضیلت را در دست دارید؛ این شرافت بزرگی است؛ خوش به حال شما؛ قدر بدانید این حرفه را، این خصوصیّات را و این فرصت را مغتنم بشمارید. این، نکته‌ی اوّل درباره‌ی مدّاحی.
نکته‌ی دوّم؛ امروز جامعه‌ی مدّاح کشور، فرصت بسیار بزرگی را در اختیار دارد؛ شما مجالسی تشکیل میدهید؛ جمعیّت‌های بزرگ، گاهی جمعیّت‌های هزاران نفری و غالباً هم جوان جمع میشوند پای منبر شما و پای خواندن شما و مدیحه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شما؛ از این فرصت بهتر؟ این‌همه مخاطب، این‌همه دل آماده‌ی شنیدن و نیوشیدن، این همه نفوس آماده‌ی تربیت شدن در اختیار شما هستند؛ این فرصت است؛ اِغتَنِمُوا الفُرَص فَاِنَّها تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب(۶). این فرصت را مغتنم بشمرید؛ از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.
نکته‌ی سوّم؛ بهترین استفاده‌ی از این فرصت چیست؟ تبلیغ معارف دین؛ تبلیغ همان چیزی که این بزرگواران، این نشانه‌های عظمت و فضیلت برای خاطر آن، جانشان را کف دست گرفتند؛ این‌همه رنج بردند؛ این‌همه مصیبت کشیدند؛ حادثه‌ی عاشورا به‌وجود آمد؛ حوادث گریه‌آور صدر اسلام به‌وجود آمد. [اینها] برای چه بود؟ برای ترویج معارف دین بود. از این فرصت برای ترویج معارف دین، برای سوق دادن نسل جوان به عمل به دین، به عمل به شریعت، به عمل به مسئولیّتهای بزرگ این دوران استفاده کنید. امروز کشور ما، ملّت ما و دنیای اسلام محتاج درست فهمیدن، درست عمل کردن و ایستادگی کردن است. ملّت ایران الگو است؛ در میان ملّت، جوانان موتور حرکتند. این جوانها در اختیار شما هستند؛ یعنی شما با یک نگاه ملاحظه خواهید کرد که به یک معنا موتور حرکت دنیای اسلام، زیر کلید شما است. معارف دین را تبلیغ کنید.
آنچه را مردم احتیاج دارند و آنچه را این جوانها احتیاج دارند برای پاک بودن، برای پاک زیستن، برای سبک زندگی اسلامی، برای مسلمان شدن به‌معنای واقعی کلمه، برای عاقبت به خیری، به اینها یاد بدهید؛ این در اختیار شما است. کِی ما در طول تاریخ این‌همه مجلس داشتیم که در آنها این‌همه جوان جمع بشوند و دلهایشان را در اختیار شما بگذارند. در زمان ما و در دوره‌ی جوانی ما در مشهد اگر همه‌ی مدّاحها را میشمردند، از پنج شش نفر بیشتر نمیشدند، در تهران هم یک‌خرده بیشتر از این. این‌همه مجلس، این‌همه گوینده، این‌همه خواننده، این‌همه هنر، این‌همه صدای خوش، شعرا هم به‌کار می‌افتند و آنها هم شعر میگویند؛ از این فرصت استفاده کنید؛ این هم نکته‌ی بعدی.
و نکته‌ی آخر؛ پرهیز از انحراف، پرهیز از خرافه‌گرایی، پرهیز از مشکل‌تراشی در عقاید جوانها؛ گاهی ما یک کلمه‌ای میگوییم که یک گرهی در ذهن جوانِ مخاطب ما به‌وجود می‌آید؛ این گره را چه کسی میخواهد باز کند؟ این گرهی را که ما با بیان ناقص خودمان یا بیان غلط خودمان یا بی‌توجّهی و بی‌مسئولیّتی خودمان در ذهن این جوان به‌وجود می‌آوریم و عقیده‌ی او را دچار مشکل میکنیم، این گره چگونه باز خواهد شد؟ اینها مسئولیّت است. اینکه ما مجلس عزاداری و مدح سیّدالشهدا را ــ که عظمت او به‌خاطر شهادت است، عظمت او به‌خاطر فداکاری در راه خدا است، عظمت او به‌خاطر گذشت است؛ گذشت از همه چیز، از همه‌ی خواسته‌ها، از همه‌ی مطلوبها ــ تبدیل کنیم به یک نقطه‌ی سبک، به یک جایی که یک تعدادی جوان لخت بشوند، بپرند هوا، بپرند پایین و ندانند چه میگویند، درست است؟ این شکر این نعمت است که خدا به شما داده؟ این صدای خوش نعمت است؛ این توانایی اداره‌ی مجلس نعمت است؛ اینها چیزهایی است که خدا به همه نداده است، به شما داده؛ باید این نعمتها را شکر بگزارید. بنابراین من جامعه‌ی مدّاح را از ته دل دوست میدارم؛ برایتان دعا میکنم؛ خداوند ان‌شاءالله به شماها توفیق بدهد، به شماها کمک کند؛ امّا این را هم عرض میکنم که انتظارات از جامعه‌ی مدّاح، امروز در جامعه‌ی ایرانی و در کلّ نگاه منطقه‌ای، انتظار بالایی است. من درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره‌ی معصومه‌ی راضیه‌ی مرضیّه (سلام الله و سلام جمیع انبیائه و ملائکته و عباده الصّالحین علیها) چیزی نمیتوانم عرض بکنم؛ شما در بیانات خودتان مطالبی را بیان کردید، بنده هم زبانم قاصر است از اینکه مطلبی را عرض بکنم؛ [لذا] از این موضوع عبور میکنیم.

اگرچه صرف قدم گذاشتن در وادی بی احترامی به والدین تاثیرات و پیامدهای مخرب فراوانی را بر زندگی مادی و معنوی انسان خواهد گذاشت اما باید دانست که این تاثیرات مخرب هنگامی به اوج خود می رسد که نَفَس از سینه مادر برون آید و به دادستانی از بی احترامی فرزندش او را نفرین کند. گویا که در چنین شرایطی خود خداوند دادستان او خواهد بود و بی شک هیچ کس هم جلودار چنین دادستانی نخواهد بود.
در این باره از امام محمد باقر (عَلیه السَلام) روایت شده است که ایشان فرموده اند: در میان بنی اسرائیل، عابدی به نام جریح بود .او همواره در صومعه ای به عبادت می پرداخت.
روزی مادرش نزد وی آمد و او را صدا زد، او چون مشغول عبادت بود به مادرش پاسخ نداد، مادر به خانه اش بازگشت. مادر بار دیگر پس از ساعتی به صومعه آمد و جریح را صدا زد، باز جریح به مادر اعتنا نکرد. برای بار سوم باز مادر آمد و او را صدا زد و جوابی نشنید.
از این رفتار فرزند دل مادر شکست و او را نفرین کرد. فردای همان روز، زن بدکاره ای که حامله بود نزد او آمد و همان جا درد زایمانش گرفت و بچه ای را به دنیا آورده و نزد جریح گذاشت و ادعا کرد که آن بچه فرزند نامشروع این عابد است.
پس این موضوع شایع شد و سر زبان ها افتاد. مردم به یکدیگر می گفتند: کسی که مردم را از زنا نهی می کرد و سرزنش می نمود، اکنون خودش زنا کرده است. ماجرا به گوش شاه وقت رسید که عابد زنا کرده است. شاه فرمان اعدام عابد را صادر کرد.
 در آن هنگام که مردم برای اعدام عابد جمع شده بودند، مادرش آمد و وقتی او را آن گونه رسوا دید، از شدت ناراحتی به صورت خود زد و گریه کرد. جریح به مادر رو کرد و گفت: مادرم آرام باش و سکوت اختیار نما! چرا که نفرین تو مرا به اینجا کشانده است وگرنه من بی گناه هستم.
وقتی که مردم این سخن را از جریح شنیدند به عابد گفتند: ما از تو نمی پذیریم، مگر اینکه ثابت کنی این نسبتی که به تو می دهند دروغ است. عابد که در این هنگام مادرش دیگر از او نارضایتی نداشت گفت: طفلی را که به من نسبت می دهند، پیش من بیاورید! طفل را آوردند و اوبه اذن الهی  با زبان واضح گفت: پدرم فلان چوپان است. به این ترتیب، پس از رضایت مادر، خداوند آبروی از دست رفته عابد را بازگردانید و تهمت هایی که مردم به جریح می زدند برطرف شد. پس از آن، جریح سوگند یاد کرد که هیچ گاه مادر خویش را از خود ناراضی نکند و همواره در خدمت او باشد.
 
پی نوشت ها:
1- علامه مجلسی. بحارالانوار،ج14: 111.
2-ناصری، محمود. داستانهای بحار الانوار، ج1: 57.
3-بهشتی، سید مصطفی. عواقب آه و نفرین مادر: 1.
منبع:قدس

مادر شهید غلام‌کبیری، مادر شهیدی که فرزندش را در غبار حسادت‌ها و منیت‌های سال 88 از دست داد، هنوز هم با شنیدن نام فرزندش چشم‌هایش گُر می‌گیرد و همچون روز نخستین که از شهادت پسرش مطلع شد بی‌تاب می‌شود. گذشت پنج سال از شهادت حسین غلام‌کبیری چیزی از غم این پدر و مادر کم نکرده و هنوز هم مصیبت رفتنش برای این پدر و مادر سنگین است.

این مادر شهید به دیدارشان با مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: بعد از آنکه حسین ما در سال 88 شهید شد، رهبر معظم انقلاب ما را به خانه خودشان دعوت کردند و من در دیدار با مقام معظم رهبری عکس شهیدم را به ایشان نشان دادم و ایشان در آن دیدار چادر من را بوسیدند و فرمودند: «دخترم فرزند شما در دانشگاه اصلی قبول شد و مقام خیلی بالایی نزد خداوند دارد، شهید شما در راه بصیرت مردم و حفظ نظام اسلامی به شهادت رسید و بدانید مقام این شهید حتی از برخی شهدای جنگ تحمیلی نیز بالاتر است.»

وی در ادامه با بیان اینکه مقام معظم رهبری در پایان این دیدار عکس حسین را به یادگار از من گرفتند، گفت: دیدار با رهبر انقلاب هنوز هم با گذشت 5 سال، برای ما مایه دلگرمی است و ما را آرام می‌کند.
منبع: فارس

من بودم و شب،‌ نزدیک سحر
با چشمی چون یک چشمه گهر
دیدم همه سو با دیده تر
ارض و سما، استاره قمر

همه در شور دگری بودند
منتظر یک خبری بودند

از آتش سوزنده و سوزان
تا موج دریای خروشان
خاک و ابر و باد و باران
جن و ملک، حوریه و انسان

کسی به لب جز دعا ندارد
به غیر حمد خدا ندارد

که ناگه آمد در این میانه
صدایی از عرش بی‌کرانه
که یا محمد! گل یگانه
به ذکر و تسبیح عاشقانه

غنچه لب وا کن ای پیمبر
إنا أعطیناک الکوثر

«یکی از خصوصیاتی که در انقلاب ما بارز است، مطرح شدن مکررِ مضاعف نام مبارک حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها است». این جمله را رهبر انقلاب در یکی از دیدارهایی که در روز ولادت حضرت صدیقه‌ی طاهره سلام‌الله‌علیها بزگرار شد، فرمودند و همگان را به حفظ ارتباط معنوی با حضرات معصومین علیهم‌السلام دعوت کردند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR مجموعه‌ای از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی سبک زندگی دخت گرامی پیامبر اسلام را در پنج سرفصلِ «رابطه با خدا؛ مدافع ولایت؛ همسر امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ ام‌ابیها و الگوی زن مسلمان ایرانی» تدوین و منتشر کرده است.


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif فصل اول: رابطه با خدا 
حضرت زهرا سلام‌الله علیها در نقش بندگی خدا

* درس زندگی حضرت زهرا برای ما
عزیزان من، جوانان عزیز! امروز در دوران جمهوری اسلامی این فرصت برای آحاد جامعه هست که درست حرکت کنند، درست زندگی کنند، مؤمنانه زندگی کنند، با عفّت زندگی کنند. درس زندگی صدّیقه‌ی طاهره، فاطمه‌ی زهرا(سلام‌الله‌علیها) این است برای ما: تلاش، اجتهاد، کوشش، پاک زندگی کردن؛ همچنان‌که آن بزرگوار یکپارچه معنویّت و نور و صفا بود: الطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقیَّةِ النَّقیَّةِ [الرَّضیَّة] الزَّکیَة؛ پاکی و آراستگی و تقوا و نورانیّت آن بزرگوار، همان چیزی است که در طول تاریخ تشیّع بر معارف ما سایه‌افکن بوده است.   
بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهم‌السلام ۱۳۹۳/۰۱/۳۱
 
* اساس زندگی مؤمنانه صداقت در بندگی است
میخواهم عرض کنم که ارزش فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) به عبودیت و بندگی خداست. اگر بندگی خدا در فاطمه‌ی زهرا(سلام‌اللَّه‌علیها) نبود، او صدیقه‌ی کبری نبود. صدّیق یعنی چه؟ صدّیق کسی است که آنچه را می‌اندیشد و میگوید، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه این صدق بیشتر باشد، ارزش انسان بیشتر است؛ میشود صدّیق؛ «اولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین». «صدّیقین» پشت سر «نبیین»اند.
 این بزرگوار صدیقه کبری است؛ یعنی برترین زن صدیق. این صدیق بودن به بندگی خداست. اگر بندگی خدا نمیکرد، صدّیقه‌ی کبری نمیشد. اساس، بندگی خداست
برادران و خواهران عزیز! من و شما باید دنبال عبودیت خدا باشیم. تمجید از فاطمه‌ی زهرا نتیجه‌اش باید این باشد.
بیانات در دیدار جمعی از مداحان ۱۳۸۴/۰۵/۰۵
 
* حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها اسوه عبادت و حق‌طلبی

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در کربلای معلی در روز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) به شادمانی و جشن پرداختند.

شیعیان کربلا با برپایی مراسم جشن و سرور در حرم مطهر حضرت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) با پخش شیرینی و ایجاد ایستگاه‌های صلواتی روز میلاد باسعادت ‌ام الائمه حضرت فاطمه زهرا(س) را گرامی داشتند.

به همت آستان مقدس حرم حضرت عباس(ع) صحن و سرای حرم به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) گل آرایی شده و از صبح امروز هزاران زائر از به ملجا ملکوتی حضرت سیدالشهداء(ع) و حضرت قمر بنی هاشم(ع) مشرف شده‌اند تا گوشه‌ای از ارادت خود را به بانوی دو عالم، آینه تمام نمای لطافت الهی و جلوه جاودانه جمال لایتناهی ابراز کنند.

در خیابان‌های منتهی به حرمین مطهر نیز مردم کربلا با برپایی مراسم جشن و سرور و ایستگاه‌های صلواتی توزیع نقل و شربت به شادباش این روز بزرگ پرداختند.

دامن پاک مادر حریم قدسی است که فرزندان امروز و آینده این امت ابراهیمی از آن به معراج عشق می‌روند. وجود پر برکت آنان قلب تپنده‌ای است که خون و صبر و استقامت و وفاداری را در تن این امت بزرگ می‌دواند و اینچنین حیات ما دم به دم با نفخات جانبخش روح القدس تجدید می‌گردد.

 در چارشنبه های آخر سال ده هزار کیلو اورانیوم غنی شده را آتش زدند ..

علیرضا قزوه شاعر انقلاب اسلامی، در جدیدترین سروده خود با عنوان «عقاب و جعبه ی کبریت!» که سروده ایست متفاوت، مسائل روز را با ادبیاتی شنیدنی به تصویر کشیده است: 
 
می شد با یک مشت گوجه فرنگی لهیده در دست
با چند سنگ و چند تخم مرغ بدبو
به استقبال مردی رفت 
که آمد و رفت
مردی که سه شنبه های مرا غمگین کرد
می خواستم قی کنم بر فرش قرمز دیپلماسی
که پهن شد به خاطر اردوغان 
تنها به خیابان زدم
در اعتراض تک نفره
پیاده راه افتادم به سمت خیابان
و فکر می کردم به روز قدس

تشییع پیکر ۷ شهید مدافع حرم در قم + تصاویر

مراسم تشییع پیکر هفت شهید مدافع حرم حضرت زینب(س)روز پنج شنبه با حضور گسترده مردم در شهر قم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ پیکر هفت تن از شهدای پاکستانی مدافع حرم مطهر حضرت زینب (س) عصر پنج‌شنبه در شهر مقدس قم تشییع و در بهشت معصومه(س) به خاک سپرده شد.

«طاهر حسین»، «جمیل حسین»، «جاوید حسین»، «باقر حسین»، «سید رضی شاه»، «قادر علی» و «قابل حسین» هفت شهید پاکستانی بودند که در جریان نبرد با تروریست های تکفیری به شهادت رسیدند.

این هفت شهید والامقام از اعضای تیپ زینبیون بودند که در حین انجام وظیفه جهادی و درگیری با تکفیری‌ها در راه دفاع از مقدسات اسلامی و به ویژه حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.

پیکر این شهیدان پس از انتقال به مسجد امام حسن عسگری(ع) در میان حزن و اندوه و فریادهای یا حسین و یا زینب دل سوختگان و عاشقان اهل بیت(ع) به سمت حرم حضرت معصومه(س) تشییع و پس از طواف گرداگرد مضجع نورانی کریمه اهل بیت(ع) و قرائت نماز میت برای خاکسپاری به بهشت معصومه قم انتقال پیدا کرد و در نهایت پیکر این شهدا در قطعه شهدای مدافع حرم بهشت معصومه قم آرام گرفت.

در مراسم تشییع شهدای مدافع حرم جمعی از مسؤولان نظامی و انتظامی، خانواده معظم شهدا و ایثارگران، اتباع پاکستانی مقیم قم و اقشار مختلف مردم قم حضور داشتند.

جمعیت حضور یافته در تشییع پیکر پاک این شهدا با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آل سعود، کشتار مردم یمن به دست رژیم آل سعود را به شدت محکوم کردند.

لزوم اعلام کشور عربستان به عنوان منطقه ناامن برای اتباع ایرانی/

 عامل تعرض به دو نوجوان ماموران رسمی دولت سعودی هستند/ تکرار تعرض به زائرین در اسفندماه و احتمال سازماندهی شده بودن رفتار پلیس سعودی + صوت گفتگوی خانواده قربانیان

این تعرض به دو نوجوان ایرانی توسط دو مامور امنیتی وابسته به دولت سعودی شکل گرفته و احتمال برنامه‎ریزی شده بودن این تعرض را افزایش داده است، این در حالی است که کمتر از یک ماه پیش در اقدامی مشابه، ماموران امنیتی سعودی به بهانه بازرسی بدنی، اقدام به عریان نمودن کامل یکی از زائرین ایرانی در مبادی ورودی عربستان کرده‎اند که البته این خبر در رسانه‎ها انتشار نیافته بود.

گروه بین الملل – رجانیوز: انتشار خبر تعرض ماموران سعودی به دو نوجوان زائر ایرانی و فضای ناامن کشور عربستان برای گردشگران مذهبی وزائران،  در حالی موجی از اعتراض و نگرانی را در میان خانواده‎های ایرانی به وجود آورده که خبرنگار رجانیوز به جزئیات جدیدی از این رفتار جنایت آمیز ماموران دولت سعودی دست یافته است.

به گزارش رجانیوز، این تعرض به دو نوجوان ایرانی توسط دو مامور امنیتی وابسته به دولت سعودی شکل گرفته و احتمال برنامهریزی شده بودن این تعرض را افزایش داده است، این در حالی است که کمتر از یک  ماه پیش در اقدامی مشابه، ماموران امنیتی سعودی به بهانه بازرسی بدنی، اقدام به عریان نمودن کامل یکی از زائرین ایرانی در مبادی ورودی عربستان کرده‎اند که البته این خبر در رسانه‎ها انتشار نیافته بود.

saudi.mp۳ | دانلود فایل

در همین حال ضربه روحی و روانی این جنایت ماموران امنیتی سعودی به قربانیان و خانواده‎های آنها به حدی بوده است که یکی از قربانیان را با مشکلات روحی جدی و خانه نشینی مواجه کرده و خانواده این نوجوان قربانی نیز با این مشکلات درگیر شده‎اند.

اما بنظر می‎رسد برخی کوتاهی‎های صورت گرفته از سوی مدیران سازمان حج و وزارت امور خارجه برای تذکر احتمال وجود خطر برای گردشگران ایرانی در کشور عربستان با توجه به افزایش موارد مشابه در ماه‎های اخیر را نمی‎توان نادیده گرفت.

در همین حال تعرض ماموران سعودی به نوجوانان ایرانی علاوه بر بازتاب گسترده اجتماعی، اعتراض مراجع عظام تقلید از جمله آیات مکارم شیرازی و نوری همدانی را در پی داشته است.

این در حالی است که در جنایت صورت گرفته در قبال دو نوجوان ایرانی قربانی، بازرسی این نوجوانان بصورتی مدیریت شده به بهانه‎های مختلف به عقب افتاده است تا در نهایت همه اعضای کاروان عبور کرده و این دو نوجوان به تنهایی در گیت‎های بازرسی باقی بمانند.

اما پس از اعتراض قربانیان و سپس خانواده آنها، مسئولین فرودگاه در محل حاضر شده و پزشک هندی فرودگاه، تعرض صورت گرفته را تایید کرده است. و این در حالی است که برخی مسئولین ایرانی تلاش کرده‎اند این نکته را انکار کنند.

با توجه به انتشار اخبار مشابه از رفتار اینچنینی در روزنامه‎های سعودی در قبال اتباع سایر کشورهای حاضر در عربستان که بعضا به خودکشی قربانیان نیز منجر می‎شود، به نظر می ‎رسد تجدید نظر جدی در اعزام به عمره و اعلام  عربستان به عنوان یک کشور ناامن برای اتباع ایرانی در دستور کار قرار بگیرد، خصوصا که با وجود بر سر کار آمدن رهبران کم تجربه در این کشور عرب تبار، به نظر می‎رسد اینگونه رفتار در دستور کار رسمی قرار گرفته باشد.