

برای من که بهترین سالهای عمرم را در ارتش گذراندهام و رفتار مبتنی بر نجابت این مردان الهی را هم در دوران جنگ و هم در دوران بازسازی و در بحرانها و حوادث غیر مترقبه دیدهام، مایهی تاسف است این همه کم لطفی.. دلم میسوزد برای مظلومیت ارتش آن هم توسط دوستان انقلاب...
آنقدر در تلویزیون ملی، سربازان را در مقابله با تظاهرات کنندههای ضد شاه نشان دادهاند، آنقدر در فیلمها و سریالها از انفعال ارتش در دوران دفاع مقدس گفتهاند، آنقدر با بودجههای ملیاردی بیت المال، فیلمهای سینمایی ساخته و ناکارآمدی ارتش در دفاع مقدس را به دروغ روایت کردهاند، آنقدر راویان آموزش دیدهی اردوهای راهیان نور از زبونی ارتش در صحنههای نبرد برای مردم گفتهاند که کم کم خود ارتشیها هم باور کردهاند که نکند در جنگ نقشی نداشتهایم.
روزی یکی از فرماندهان جنگ برای من میگفت که پسرش از اردوی راهیان نور که برگشته به او گفته است: پدر نکند شما به ما دروغ میگویید و اصلا در دفاع مقدس حضور نداشتید... به وی گفتم به پسرت بگو آنکس که جنگ را برای تو روایت کرده حتما تک تیراندازی بوده که شعاع میدان جنگ را فقط دایرهی دید خودش میدیده است؛ در حالی که جنگ توپخانه دارد هواپیما دارد پدافند دارد و اگر اینها نباشد که آن تک تیرانداز نمیتوانست حتی یک تیر شلیک کند. گفتم به پسرت بگو آن بندهی خدا صدها شهید مثل صیاد شیرازی، ستاری، بابایی، اردستانی، دوران، یاسینی، فکوری، فلاحی، آبشناسان، نیاکی و... و صدها قهرمان زنده مثل براتپور قهرمان حمله به اچ3، کهتری ناجی آبادان که صدام برای سرش جایزه تعیین کرده بود و فرماندهان جنگ و قهرمانانی که امروز در حال خداحافظی از دنیا هستند و کسی نه خاطراتشان را واکاوی و برای تاریخ ضبط کرد و نه برای تجلیل از آنها کاری کرد و... اینها را ندیده است .
البته در این میان نقش وادادگی و انفعال بعضی از ارتشیها در این مظلومیت عمدی کم نیست... یک روز به یکی از فرماندهان گفتم شما که بعد از انقلاب در ارتش استخدام شدهاید، ولی انگار خودتان در میدان ژاله مردم را به گلوله بستهاید و انگار خودتان هم باورتان شده که در جنگ نقشی نداشتهاید که اینگونه سر در لاک کردهاید و با آن سابقهی نگاه امام راحل و حمایت تمام قد مقام معظم رهبری از ارتش، به دفاع از حیثیت خود قد راست نمیکنید...
✅ سیدمحمدرضا واحدی
- ۰ نظر
- ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۲۲



سخنان حضرت آیتالله خامنهای که در این صوت میشنوید:
شنیدم دستگاه تبلیغاتی مزدور عراق پیغام داده است و سخن پراکنده است که چرا آنها که میگویند خودشان به میدان نمیآیند و شنیدم اسم مرا آورده است. ما میدان آمدنمان مانند میدان آمدن خائن و کافری چون صدام نیست؛ ما به سوی میدان جنگ پرواز میکنیم. آن روزی که امام اشاره کند و اجازه دهد من اول کسی خواهم بود که به میدان خواهم رفت. ما میدان جنگ را سالهاست آزمودهایم. آن هم با کسی از صدام قویتر و شقی تر و بر او پیروز شدهایم. در میدان رفتن ما شکست نیست. ما به میدان خواهیم رفت و اگر منِ شخصی، از میدان برنگردد و در آنجا شهید بشود یقیناً جمعِ به میدان رفتهها از میدان برنمیگردد مگر آن وقت که پیروز شده باشد. خدا راه شکست را به روی ما بسته است. «قل هل تربصون بنا ایها الکفار، ایها الصدام، قل هل تربصون بنا الا احدی الحُسنِیین» شما مگر دو راه در مقابل ما بیشتر میبینید؟ این هر دو راه برای ما افتخارآمیز است. یکی راه شهادت که افتخارش همیشگی و ثابت و لایزال است و دیگری راه پیروزی، پیروزی ظاهری. و هر دو برای ما پیروزی است.







