
- ۰ نظر
- ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۰۳
نماهنگ: در آرزوی شهادت
با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :
قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ.حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.
هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاکاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «چون مردم با ابوبکر بیعت کردند و پایه های حکومتش بر مهاجرین و انصار استحکام پیدا کرد، فردی را به عنوان عامل خودش به فدک فرستاد و وکیل حضرت زهرا(سلام الله علیها) را از منطقه فدک خارج کرد.» این اتفاق ده روز بعد از رحلت پیامبررخ داد.زمانی که وکیل حضرت زهرا(سلام الله علیها) ازآنجا خارج شد، خدمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مدینه آمد و گزارش غصب فدک را به حضرت داد.
ابن ابی الحدید در جلد ۱۶ کتاب خود به نام شرح حدیدی که شرحی است بر کتاب نهج البلاغه می نویسد:
وقتی عامل حضرت زهرا(سلام الله علیها) در فدک خدمت ایشان می رسد و گزارش می دهد که چنین اتفاقی افتاده است، حضرت می فرمایند: این اولین ناجوانمردی است و این بدترین هتک حرمت است. خدا آنها را بکشد و از تقصیراتشان نگذرد.
بعد از اطلاع یابی، حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد ابوبکر رفتند و مسأله مالکیت خودشان را بر فدک مطرح کردند. به این صورت که به خلیفه اول بیان می کنند که فدک هبه(هدیه) من است و چیزی است که رسول خدا در زمان حیاتشان به من بخشیدند.
ابوبکر پاسخ می دهند که من قبول دارم که فدک جزء اموال رسول اکرم بوده است، اما چیزی که قبول ندارم این است که پیامبر آن را به شما بخشیده است. اگر شاهدی دارید بیاورید در غیر این صورت من به عنوان خلیفه رسول خدا حق دارم این مال را در بیت المال قرار دهم و درجهتی که صلاح می دانم خرج کنم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) دو حرکت انجام می دهند:
۱- سند بردند: در کتاب خرائج از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که رسول خدا یک پوستی را طلب کردند و فرمودند بگویید علی (علیه السلام) بیاید. پیامبربه امیر(علیه السلام) فرمودند برای فاطمه قباله فدک را از باب هدیه پدرش رسول خدا بنویس.
پیامبر در زیر این سند سه نفر را شاهد گرفتند، امام علی (علیه السلام)، ام ایمن و خادم رسول الله. هنگامی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) این سند را ارائه دادند، عمر آن را گرفت و پاره کرد.
2- شاهد بردند: حضرت زهرا(سلام الله علیها)، امام علی(علیه السلام) وجناب ام ایمن را به عنوان شاهد معرفی کردند. ابوبکر به ایشان گفت که شما بهتر می دانید ای دختر رسول خدا که اگرچیزی قرار باشد بر اساس دلیل اثبات شود یا شهادت دو مرد لازم است یا شهادت یک مرد و دو زن و شما یک مرد و یک زن را به عنوان شاهد آوردید.
جناب ام ایمن نزد ابوبکر آمد و گفت من به یک شرط شهادت می دهم و آن این است که بگویی آیا این گفته پیامبررا در مورد من تصدیق میکنی یا خیر که فرمودند ام ایمن از زنان بهشت است؟ ابوبکر این حرف پیامبر را تصدیق کرد. سپس ام ایمن گفت که من شهادت می دهم که فدک برای رسول خدا بوده و بعد از نازل شدن آیه ۳۸ سوره رم آن را به فاطمه(علیه السلام) هدیه کردند.
اما ابوبکر همچنان اصرار ورزید که شاهدان شما ناقص هستند و من نمی توانم آن هارا بپذیرم.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای بار دوم پنج شاهد بردند: امام علی(علیه السلام)، امام حسن(علیه السلام)، امام حسین(علیه السلام)، ام ایمن و اسماء بنت عمیس که در آن زمان همسر ابوبکر بودند. این افراد نزد خلیفه رفتند و به مالکیت حضرت زهرا(علیه السلام) بر فدک شهادت دادند. اما باز هم دستگاه خلافت آن ها را رد کرد و گفت که تمام این افراد به نفع خودشان شهادت می دهند.
بعد از آن حضرت زهرا(علیه السلام) مسأله مالکیت خودشان نسبت به ملک فدک را گونه ایی دیگر مطرح کردند. ایشان نزد خلیفه اول رفتند و فرمودند: چرا مرا از ارث پدرم رسول خدا محروم می کنید؟
در اینجا خلیفه اول به دروغ، روایتی جعلی از پیامبر نقل کرد و گفت: من از رسول خدا شنیدم که فرمود: ما گروه انبیاء چیزی به عنوان ارث باقی نمی گذاریم. آنچه که از ما باقی می ماند صدقه است.
حضرت زهرا(علیه السلام) وقتی این حدیث جعلی را از ابوبکر شنیدند؛ فرمودند: یابن ابی قحافه!!! (این نوع خطاب کردن، نشانه خشم حضرت زهرا(علیه السلام) نسبت به ابوبکر است) آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث می بری و من از پدرم ارث نمی برم؟ عجب دروغ تعجب آوری می گویی.
سپس ایشان شروع به بیان آیاتی از قرآن می کنند که در آن اشاره شده که پیامبران ارث باقی می گذارند. همانند حضرت سلیمان که ازحضرت داوود ارث می برند و یا دعای حضرت ذکریا که وارثی برای خودشان از خدا خواستند و همچنین آیات مربوط به قوانین ارث را تلاوت کردند که خویشان در ارث بردن از هم اولی ترند و پسر نسبت دختر دو به یک ارث می برد.
سپس ایشان فرمودند که آیا آیه اختصاصی بر شما نازل شده که من از پدرم ارث نمی برم؟ آیا شما قرآن را بهتر از پدرم وپسر عمویم علی ابن ابی طالب(علیه السلام) می فهمید؟
بیایید این مال من که یک شتر آماده است بگیرید و سوار شوید اما بدانید که یک روزی هم به نام قیامت هست و من شما را آنجا ملاقات می کنم.
حضرت در صحبت های بالا ریشه های اعتقادی سقیفه را یک به یک برای مردم روشن می کنند. با این صحبت ها به مردم می رسانند که علاوه بر این که اهل سقیفه به قرآن و سنت رسول خدا اشراف ندارند، به معاد هم معتقد نیستند.
یکی از مطالب مشهور میان مردم این است که آب مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها میباشد. دلیل این مطلب چیست؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت که این مطلب منشأ روایی دارد که به چند نمونه از این روایات اشاره میشود:
امام باقر ـ علیه السلام ـ میفرمایند:
جُعِلَتْ لها فی الارض اربعة انهار:
الفرات و نیل مصر و نهروان و نهر بلخ؛ چهار نهر فرات، نیل، نهروان و بلخ در روی زمین برای حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ قرار داده شده است.(1)
و همچنین در حدیث دیگر آمده که: امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمودند:
مهریه حضرت زهرا سلام الله علیها در آسمان یک پنجم دنیا و ثلث بهشت و چهار رود از رودهای دنیا. فرات، نیل، نهروان و بلخ مقرر شده و در زمین هم مهر السنة یعنی پانصد درهم بوده است.(2)
بنابراین معنی «آب مهریه زهراست» عبارت از آب رودهایی است که خداوند متعال آنها را به عنوان مهریه در روی زمین برای آن حضرت قرار داده و چون که این چهار رود آب های زیادی در ذخیره دارند، بدین لحاظ تعبیر به «آب مهریه زهراست» میکنند.
یکی از دوستان نقل میکند که یک روزبایکی از دوستان انگلیسی خود چت میکردم بهش گفتم کار تو خیلی عالی بود.
بهم گفت بزنم به تخته(Touch wood)..
سپس گفت شما مسلمونها حتما به جای این اصطلاح چیزی دارید من گفتم ماهم همین را استفاده میکنیم
رفیقم خیلی تعجب کرد وگفت عجب..!! بهش گفتم چه چیز عحیب بود؟
اون گفت ما منظورمان از تخته همان تخته صلیب است که شرخون اشامان و پلیدی را از ما دور میکند...!! تازه فهمیدم که سالهاست که ما به صلیب پناه میبریم از چشم بد وشور
ما نادانسته بحای اینکه با گفتن: بسم الله، ماشاءالله، ولا حول ولا قوة الابالله به الله پناه ببربم به چوب وتخته صلیب پناه میبردیم.!
ای کاش اصل هرکلمه را قبل از اینکه به زبان بیاوریم بشناسیم.
تا بحال اگر نادانسته میگفتیم اشکالی نداره چون نمیدونستیم.
اما از این به بعد این کلمه خرافی را بکار نبریم.
چون ما مسلمانیم.
بسم الله، ماشاءالله، ولا حول ولا قوة الابالله
آن روز که پهلوی تو از کینه شکست
دل های مُحبّان تو در سینه شکست
تصویر تو را دِل علی، آینه بود
اندوه تو سنگی شد و آیینه شکست
قالَتْ فاطمه زهرا علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.
همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از کسى باکى نخواهد داشت .
پیامبر(صلوات الله علیه و آله) فرمود: فاطمه(سلام الله علیها) دختر من، بزرگترین زنان اولین و آخرین اهل جهان است، فاطمه زهرا پاره تن من است، زهرا نور دو چشم من است. زهرا میوه قلب من است وروح و جان من است. زهرا حوریه ای است که به شکل انسان درآمده هنگامی که فاطمه در مقابل پروردگار خود در میان محراب عبادت می ایستد، نور او برای ملائکه آسمان نظیر نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد، خدای رئوف به ملائکه خود می گوید: ای ملائکه من به فاطمه که بزرگترین کنیزان من است نظر کنید که چگونه در مقابل من قرار گرفته است، اعضاء و جوارح او از خوف من می لرزد. فاطمه با توجه قلبی مشغول عبادت من شده است من شما را شاهد می گیرم که شیعیان وی را در امان گذارم.
سپس حضرت فرمود: هرگاه فاطمه را مشاهده می کنم به یاد آن ستم هایی می افتم که بعد از من درحق او خواهد شد. گویا می بینم که ذلت داخل خانه وی شده باشد، احترامش از دست رفته باشد، حقش را غصب نموده باشند و از دریافت ارث خود محروم شده باشد و پهلویش شکسته شده و جنینش سقط شده باشد و او فریاد می زند: «یامحمداه» ولی کسی به دادش نمی رسد. استغاثه می کند، ولی کسی به فریادش نخواهد رسید. لذا بعد از من دائماً غصه دارو گریان است. گاهی یادآور می شود که وحی از خانه اش قطع شده گاهی مفارقت مرا به خاطر خواهد آورد، هر گاه شب شود برای اینکه صدای تلاوت قرآن مرا در نماز شب نمی شنود دچار وحشت خواهد شد. سپس خویشتن را بعد از آنکه در ایام پدر عزیزترین بود ذلیل خواهد دید. در همین موقع است که خدای رئوف ملائکه را مونس فاطمه قرار میدهد. ملائکه فاطمه را به همان ندائی ندا می کنند که حضرت مریم را ندا کردند و به وی می گویند: ای فاطمه خدا تو را از میان زنان جهان انتخاب کرده است ای فاطمه فرمانبردار پروردگارخویش باش و با سجده کنندگان و رکوع کنندگان ساجد و راکع باش. سپس درد و بیماری براو غلبه خواهد کرد آنگاه خدای سبحان حضرت مریم را می فرستد تا پرستار و مونس فاطمه اطهر باشد.در همین موقع است که زهرا می گوید پروردگارا من از زندگی سیرشده و از مردم دنیا بیزارم. مرابه پدرم ملحق نما و خدای تعالی او را به من ملحق می نماید. زهرا اول کسی است از اهل بیت من که به من ملحق خواهد شد. فاطمه زهرا در حالی که محزون، غصه دار و مغموم است، با حق غصب شده و شهیده، بر من وارد خواهد شد. من در آن موقع می گویم بار خدایا هرکسی را که به فاطمه ظلم کرده باشد لعن کن، آن کسی را که حق زهرا را غصب نموده باشد، عقاب و عذاب کن، آن کسی را که فاطمه را ذلیل کرده باشد ذلیل کن و آن کسی را که ضربه به پهلوی فاطمه زد تا کودک خود را سقط نمود وارد دوزخ جاودانی کن و ملائکه می گویند آمین.
منبع: تسنیم
گفتاری از استاد فاطمینیا
فرهنگ ظلمستیزی و مدافع حریم ولایت بودن با شهادت حضرت زهرا(س) جان گرفت و ایشان با نثار جان خویش درخت ولایت را بارور کردند و این جریان تداوم یافت و ما در قیام عاشورا نیز این مسأله را به وضوح میبینیم.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، استاد سیدعبدالله فاطمینیا از اساتید اخلاق درباره ولایتمداری حضرت صدیقه طاهره(س) گفتاری بیان کرده که در مجله پنجره منتشر شده است:
*فریاد سکوت
دفاع از ولایت، مهمترین رکن اعتقادی حضرت فاطمه(س) است و ایشان آنچنان ذوب در ولایت است که در جریان رحلت رسول اکرم(ص) مشاهده میکنیم، حضرت(س) تنها کسی است که حق امام علی(ع) را بر همگان روشن و دسیسههای توطئهگران را برای کسب منصب خلافت مسلمین رو میکند.
به عبارت دیگر حضرت فاطمه(س) اولین فردی است که با فتنه زمان خود مبارزه میکند، چرا که امامت و ولایت، مهمترین پایه اعتقادی و زیربنای زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما شیعیان محسوب میشود و جایگاهی بالاتر از نماز دارد، همانطور که میدانید، پس از رحلت نبیمکرم اسلام(ص) مسأله خلافت مسلمین مطرح شد و حال آنکه این موضوع مهم در آخرین حج پیامبر(ص) و در واقعه غدیر بر همگان روشن و مسجل شده بود که علی(ع) به عنوان جانشین رسول خدا(ص) منصوب و اداره امور مسلمین نیز به ایشان تفویض شده بود.
اما پس از پایان مراسم تدفین پیامبر(ص) خدعهها و نیرنگها آغاز و واقعه عظیم غدیر به فراموشی سپرده شد، خلافت از علی(ع) غصب و ایشان به مدت 25 سال خانهنشین شدند، فاطمه(س) از رحلت پدر تا شهادت خویش عمر کوتاهی داشتند، اما در همین مدت با تمام توان فتنههای دشمنان ولایت را روشن و افکار انحرافی آنها را رسوا کردند.
سیاست حضرت علی(ع) سکوت اعتراضآمیز بود، چرا که جریان ولایت و امامت ایشان در حجهالوداع بر همه روشن شده بود و نقض ولایت ایشان بزنگاه ورود انحراف در مسأله امام معصوم بود که مولای متقیان(ع) در عین همکاری با خلفا سکوت را پیشه کردند، چرا که تعصبات جاهلیت دوباره بروز کرده بود و عامه مردم نگاه و رویکرد خوبی به مسائل دینی نداشتند و حاضر بودند برای رفاه خود هر فردی را برای اداره امور مسلمین به عنوان خلیفه بپذیرند!
و ترک معصیت ، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود ، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت
"ولا اقول سبحان الله و الحمدلله ، لکنه ذکرالله عند حلاله و حرامه" .
منبع : http://azf06.blog.ir/

روزی اشعث بن قیس گفت: یا علی! چرا شمشیر نکشیدی؟
علی(علیه السلام) به او فرمود:همه اهل بدر و پیش کسوتان مهاجر و انصار را به کمک خواستم ولی از آن همه مسلمان فقط چهار نفر پاسخ مثبت دادند: سلمان، ابوذر، مقداد و زبیر و از اهل بیت خودم هم کسی نداشتم که با آن بتوانم حقم را بگیرم چون حمزه در احد به شهادت رسید و برادرم جعفر هم در موته شهید شد و کسی برایم نماند مگر دو نفر ذلیل، خوار، عاجز و ناتوان، عباس و عقیل. به خاطر نبودن یار و یاور حقم را گرفتند.» (بحارالانوار، ج 29، ص 465 ، ح 55 به نقل از کتاب سلیم بن قیس).
البته درباره رفتار و سیره معصومان(علیهم السلام) از دو زاویه «پیش نگاه» و «پس نگاه» مى توان به قضاوت نشست.
با نگرش «پیش نگاه» امامان - علیهم السلام - معصوم هستند و «قول، فعل و تقریر» آنان، به ویژه در مسائل مرتبط با امامت و هدایت جامعه، از هر گونه خطا و اشتباه مصون است. با پایبندى به این اصل اساسى باید به صحت رفتار و سیره امامان(علیهم السلام) اعتقاد داشته، به مقدار توانایى در پى کشف اسرار و دلایل آن باشیم تا به عنوان الگو در زندگى خود به کار بندیم.
بانگرش «پس نگاه» نیز مى توان به خردمندى و دوراندیشى امامان(علیهم السلام) در موضع گیرىهاى آنان پى برد؛ زیرا رفتار و موضع گیرى امامان، با ملاحظه تأثیرگذارى در طول تاریخ و پیروزى نهایى حق بر باطل، تحقق مى یابد؛ اگر چه در زمان خودشان این پیروزى اتفاق نیفتد.
ای تمام تار و پود مرتضی
ای همه بود و نبود مرتضی
خانه را خالی ز خوشحالی مکن
یار من پشت مرا خالی مکن
ای تمام عشق ،ای خونین جگر
یا بمان یا که مرا با خود ببر
ای تمام عشق، بانوی علی
لرزه افتاده به زانوی علی
از سخن افتاده ای با من ولی
چشم بگشای, علی هستم علی
رفتنت خانه خرابم میکند
ماندنت چون شمع آبم می کند
ای مسیحای علی اعجاز کن
مشگل مشگل گشا را باز کن
ای کتاب عشق من بسته مشو
مثل مردم از علی خسته نشو
--
فاطمه چشمان خود را باز کرد
با زبان دل سخن آغاز کرد
ای همیشه همنشین فاطمه
ای امیرالمؤمنین فاطمه
ای که غمها را عسل کردی علی
گوچه را زانو بغل کردی علی
ای که برارض و سماء هستی امیر
جان زهرایت سرت بالا بگیر
این دل غمدیده را هم زنده کن
جان من, جان من ،یکبار دیگر خنده کن
آنکه باید دل غمین باشد منم
دل غمین و شرمگین باشد منم
خواستم یاری کنم اما نشد
ریسمان از دستهایت وا نشد
بغداد- ایرنا- برخی کاربران خوش ذوق شبکه های اجتماعی در عراق که این روزها به صورت گسترده ای بر روی مساله تروریسم و جنگ علیه داعش در این کشور متمرکز هستند، مدال های ژنرال های سرشناس منطقه را با فرمانده ایرانی مقایسه کرده اند.
به گزارش ایرنا، تصویری که این روزها در صفحات فیسبوک دست به دست می شود، چهار نفر را نشان می دهد؛ اولی پادشاه اردن است که بر سینه اش تعداد زیادی مدال نصب شده و طراح شوخ طبع، ذیل آن نوشته «جنگجویی شرکت کننده در 50 جنگ در محیط پلی استیشن در لاس وگاس که 1250 گرم مدال بر سینه دارد.»
نفر بعدی امیر بحرین است که با عنوان امپراتور بحرین از وی یاد شده و ذیل تصویرش نوشته شده است «شرکت کننده در جنگ های صید موطلایی ها در تفریح گاه های موناکو و ... با 870 گرم مدال».
«سلطان صحرا» نفر سومی است که با تعداد زیادی مدال بر سینه نشان داده می شود و ذیل آن آمده است: «خالد بن سلطان مشارکت کننده در ولگردی و تماشای صفحات نمایشی در اتاق عملیات طوفان صحرا با 650 گرم مدال برسینه».
نفر بعدی کسی نیست جز سردار قاسم سلیمانی که بر سینه اش به جای مدال یک علامت سوال نشانده اند و نوشته اند: «شرکت کننده در بیش از 50 جنگ و درگیری که متهم است در یک زمان در بیش از یک جبهه می جنگد، اما چگونه ؟ این را از من نپرسید، او هیچ مدالی ندارد.»
پای این طرح ها، پیام های زیادی به چشم می خورد و هر کسی نظری داده است؛ اما در بیشتر این پیام ها، ژنرال های منطقه را جنگجویان پوشالی معرفی کرده اند و درباره قاسم سلیمانی گفته اند که او مرد بی ادعای صحنه های نبرد است و به جای ژست های هالیوودی و حرافی، پای خاکریزها ایستاده و به صورت واقعی مرد میدان های سخت است و یک قهرمان حقیقی.