سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم-لا موثر فی الوجود الا الله -امام خامنه ای:ان‌شاءالله تا ۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود نخواهد داشت

سراج معلم

هدف دادن اطلاعاتی در مورد دین و دنیاست
امیرالمومنین در حدیثی زیبا در راستای بصیرت افزایی می فرمایند: « کور آن کسی نیست که چشم ندارد ، بلکه کسی است که بصیرت ندارد. (کنزالعمال حدیث 1220) امام صادق(ع) می فرماید: عموی ما عباس بن علی، بصیرتی نافذ و استوار داشت. تعریفی بسیار زیبا از بصیرت : ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺧﺪﻣﺖ مقام معظم ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺗﺮﺑﯿﺖﮐﻨﯿﻢ. آقا ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﻣﻨﻈﻮﺭﺗﻮﻥ ﺍﺯ ﺑﺎ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ؟ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ: ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﻣﻘﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﻮﻻﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻭﻟﯿﺸﺎﻥ... آﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺼﯿﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺑﺼﯿﺮ, ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ امیرالمؤمنین (علیه سلام) ﺩﺭ ﻭﺻﻔﺶ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: مالک ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺍگرﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ" ﮐﺎﺭﯼ را ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺰﺩ ﻣﻮﻻﯾﺶ ﺑﻮﺩ، ﻣﻮﻻﯾﺶ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻣﺮ ﻣﯿﮑﺮد... ﺑﺼﯿﺮﺕ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﻮﻻﯾﺖ هم ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍ عمل کنی به نقل از qaemworld.blog.ir - هرگونه برداشت از این وبلاگ حتی بدون ذکر منبع آزاد است!

آخرین نظرات
  • ۲۰ خرداد ۹۶، ۱۵:۳۳ - علی اسدپور
    عالی
  • ۲۱ ارديبهشت ۹۶، ۱۹:۵۳ - قالب بلاگ رضا
    عالی بود

۳۷۵ مطلب با موضوع «بصیرت» ثبت شده است

♦️اگر در میدان جنگ گم شدی  و هیچ ابزاری برای برگشتن به مسیر پیدا نکردی، فقط کافی است اندکی دقت کنی تا ببینی آتش دشمن کدام جهت را می زند، همان جهت، خط نیروهای خودی است.

♦️در مسایل سیاسی هم هرگاه حق و باطل را گم کردی، کافی است اندکی دقت کنی و ببینی دشمن کدام جهت را می زند، و کدام جهت را حمایت می کند، جهت مورد هجوم، جبهه خودی است.

در یک خانواده مذهبی سنتی ومتوسط به دنیا آمدم. تا سال 57 که سال آخر دبیرستانم بود نامی از امام خمینی نشنیده بودم ، از ظلم و ستم شاه هم همینطور، شاید ترس از ساواک باعث شده بود بزرگترها پیش ما هیچ صحبتی نکنند و من همچون یک بع بعی زنده بودم تا مهر 57 که به مدرسه رفتم. برای اولین اسم امام را توسط یکی از هم کلاسی هایم شنیدم( اگر درست یادم باشد اسمش نصیری بود ،انشاءالله که مورد رحمت همیشگی خدا باشد) از این لحظه زندگی من مانند کسی بود که در حالی که در تاریکی مطلق می زیسته کم کم پرتوهای نوری به او می رسد. می پرسیدم و می پرسیدم و  می شنیدم و قدری مطالعه و چه کار سختی بود این آخری برای کسی که تا آن موقع فقط داستان می خواند و کتاب های مدرسه ، اما من حس می کردم نه وقتی جنین چهار ماهه بودم بلکه وقتی با امام آشنا شدم در من روح حیات دمیده شد و آنجا بود که پدر نگران من شد در تظاهرات شرکت می کردم ، شبی که از تلویزیون فیلم حمله به دانشگاه تهران پخش شد گریه می کردم و به همین دلیل کتک مفصلی خوردم که نکند هوس شرکت در تظاهرات بعدی به سرم بزند. اما این عشق به امام ماند و ماند وماند... من همه زندگی ام را مدیون امام هستم .امام وجود پر نور و برکتی بودند که باعث احیای جوانانی مثل من شدند ، میدان مغناطیسی قوی وجود امام همه آنها را که ذره ای امکان مغناطیسی شدن را داشتند و دارند جذب کرده و می کند.و من وظیفه قلبی، شرعی، اخلاقی خودم می دانم  به آنچه راه امام را پایدار می کند عمل کنم و سعی هم می کنم. قبل از اینکه ترورها زیاد شود و اگر درست یادم مانده باشد اردیبهشت سال 60 به همراه دو تن از دوستانم در یکی از دیدارهای عمومی  موفق به دیدار ایشان شدم که هرگز فراموش نخواهم کرد. و البته از آن هایی که به دنبال حذف اهداف امام از جمله نابودی اسرائیل ، هرگز زیر بار ذلت آمریکا نبودن هستند نخواهم گذشت. به امید روزی که همه جوانان روی کره ی ارض از لحظه به دنیا آمدن در نور وجود اهل بیت حیات پیدا کنند. یاد و خاطره ورود نور وجود امام به میهن همیشه گرامی و مبارک.

امام موسی صدر: در زمانه ما و بنا بر تجزیه و تحلیل خود او، اگر منکر ترک شود و به معروف عمل شود و جامعه اصلاح شود، امام حسین به هدفش از شهادت رسیده است. 

و امروز هر اندازه که معروف ترک شود و به منکر عمل شود و میان مردم فساد اشاعه یابد، بدین معناست که این نسل از امت، در این برهه از زمان خون امام حسین را به هدر داده است.
آیا می شنوی؟ ای کسی که برای امام حسین اندوهگین هستی و بر امام حسین گریه می‌کنی، امروز هر چه فساد بیشتر شود و اصلاح جامعه کمتر، راه برای به نابودی کشاندن اهداف امام حسین هموارتر شده است؛ اهدافی که امام حسین برای آن‌ها کشته شد.

این نظر را با نامزدهای فعلی مقایسه کنید

اگر بین مالک اشتر نخغی و کمیل بن زیاد قرار باشه یک نفر واسه نمایندگی مجلس انتخاب بشه شما به کدوم رای میدید؟ چرا؟

چرا به مالک اشتر رای میدیم؟ در واقع سوال مهمتر اینه که چرا به کمیل رای نمیدیم؟

گفت: روزنامه ایران به اعتراض‌های گسترده علیه پیاده‌روی ظریف و کری در ژنو پاسخ داده است. گفتم: هزاران آفرین، صد بارک‌الله. حتما به نمایندگی از دولت و وزارت ‌خارجه از مردم پوزش خواسته است؟! گفت: کجای کاری؟!... نوشته دکتر جلیلی هم با «ویلیام برنز» نماینده آمریکا 45 دقیقه پیاده‌روی کرده است! گفتم: ولی همه می‌دانند که قضیه کاملا برعکس بوده و حتی رسانه‌های آمریکایی هم اعتراض کرده بودند که چرا دکتر جلیلی با وجود درخواست مکرر ویلیام ‌برنز و 9بار وساطت نمایندگان 5+1 حاضر به ملاقات جداگانه با ویلیام برنز نشده است. گفت: وقتی می‌دانند که هیچکس دروغشان را باور نمی‌کند، چه اصراری به اینهمه دروغگویی دارند و اصلا این دروغگویان در دولت راستگویان چه می‌کنند؟! گفتم: چه عرض کنم؟! یارو دعا می‌کرد و می‌گفت؛ خدایا! می‌دانی که توان رفتن به راه راست را ندارم! پس خودت راه راست را به طرف من کج کن!   kayhan.ir

 

محمد واعظی: به تجربه می‌توان مدعی شد بخش مهمی  از ایرادات ساختاری نظام جمهوری اسلامی ناشی از نسبت عمیق کرسی‌ها و مراکز آینده‌ساز با جریانات دوره‌ای سیاسی است. تقریبا هیچ نهاد بالادستی در کشور یافت نمی‌شود که در بحبوحه قدرت گرفتن گروه‌ها و سلایق متنوع سیاسی، به فاصله 4 یا 8 ساله انتخاب دولت‌ها یا دوره 4 ساله مجلسی‌ها،  زیر و رو نشود! شاید برای خوانندگان گرامی جالب باشد که بدانند در هیچ‌یک از کشورهای پیشرفته جهان، دست‌کم حوزه تربیت نسل آینده به واسطه تغییرات دوره‌ای و قدرت گرفتن احزاب دستخوش تغییر حتی در شکل جزئی نمی‌شود. به طور مثال هیچ دولتی در کشورهای توسعه یافته از توان تغییر گسترده رؤسای دانشگاه‌ها یا کتب درسی و ساختار آموزش مدارس برخوردار نیست. نکته اساسی اینجاست که به فرض مقایسه، دغدغه‌های حاکمیت و مردم در حوزه هسته‌ای و فضایی را می‌توان پس از تغییر رئیس‌جمهور، حل و فصل کرد و جشن «فک پلمب» تاسیسات هسته‌ای و احیای برنامه فضایی کشور را به‌رغم عقب ماندن از  مسیر علمی- صنعتی جهانی برگزار کرد اما سپردن کرسی‌های آموزش و پرورش نسل آینده در دوره‌های مختلف سلایق حزبی- سیاسی عواقبی غیرقابل جبران به همراه دارد. رهبر معظم انقلاب با تاکید بر همین موضوع می‌فرمایند: «داشتن نگاه‌های جریانی و سیاسی و حزبی و جناحی و این چیزها برای آموزش و پرورش «سم» است.» اما آیا با ساختاری که همه اجزای حافظ «سیاست‌های کلی»‌اش از جمله شورایعالی انقلاب فرهنگی با ریاست دولت اداره می‌شود، می‌توان حوزه آموزش و پرورش نسل‌های آینده را از دست‌اندازی سلایق سیاسی دور نگاه داشت؟ دوره تحصیلات ابتدایی و دانشگاهی بزرگسالان فعلی هر چه بود؛ «خوب یا بد» سپری شد و فرصت برای «تربیت مجدد» نسل فعلی دست‌کم به شکل متمرکز هرگز نصیب حاکمیت نخواهد شد. مدارس و معلمان چند دهه اخیر به واسطه نوپایی انقلاب اسلامی، از اشکالاتی برخوردار بودند که با در نظر گرفتن شرایط و روزگار سپری شده قابل توجیه است. اما آیا در برابر دغدغه‌مندی نسل‌های آینده در حوزه «آموزش و پرورش اسلامی» نیز می‌توانیم توجیه «بی‌تجربگی» را علم کنیم؟ متاسفانه در طول دو سال اخیر، تلاش برای مهندسی ساختار آموزش و پرورش کشور به صورت جدی کلید خورده است. یک مرحله از این پروسه خطرناک را می‌توان در طرح اجاره مدارس دولتی به بخش خصوصی توأم با برون‌سپاری وظیفه استخدام معلمان جست‌وجو کرد که در 900 مدرسه مناطق محروم کشور بدون کسب اجازه از مجلس شورای اسلامی اجرایی شد! به واسطه این طرح دولت عملا به جز پرداخت مبلغی ناچیز در قرارداد سالانه، اداره این مدارس را به مدیران بخش خصوصی واگذار می‌کند. شباهت این طرح به پروژه تشکیل مدارس هیات امنایی و غیرانتفاعی در دوره کارگزاران و اصلاحات بسیار زیاد است و با نقض عملیاتی موضوع نظارت و برون‌سپاری وظیفه استخدام معلمان و کادر آموزشی مدارس، امکان ویژه‌ای برای سیاسیون و متقاضیان تکیه زدن بر کرسی آموزش نسل آینده در نظر گرفته شده است. دقیقا مشابه همین جریان در برون‌سپاری وظایف آموزش و پرورش در امر تربیت کودکان یک تا 5 سال به سازمان بهزیستی با نظارت ناچیز بر بدنه صورت گرفت که نتیجه آن رشد روزافزون مهدهای کودکی شد که مربیان بهایی به صورت نامحسوس در آنها جولان می‌دهند و روش‌های آموزش غربی را بدون طی پروسه‌ای قانونی با فراغت کامل ترویج می‌کنند! فتح دانشگاه فرهنگیان به عنوان مادر مراکز تربیت معلم کشور، حلقه نهایی پروسه خروج حوزه آینده‌ساز «آموزش و پرورش» نسل‌های آینده نظام جمهوری اسلامی ایران از حیطه قدرت و نظارت حاکمیت است. بنا بر اطلاعات به‌دست آمده، با گذشت یک سال و نیم  از سرپرستی «مهرمحمدی» بر دانشگاه فرهنگیان، پس از کش و قوس‌های فراوان و با اصرار شورایعالی انقلاب فرهنگی، جلسه‌ای به منظور رای‌گیری درباره صلاحیت نامبرده به عنوان کاندیدای مورد حمایت دولت برای ریاست بر دانشگاه فرهنگیان شکل می‌گیرد.

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که می فرمایند: خانه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید و مثل قبرستانی قرارش ندهید که هیچ عبادتی در آن نمی شود که یهود و نصاری هم این چنین عمل می کنند که عبادتشان را در کنیسه به صورت جمعی انجام می دهند و در خانه هایشان خبری از عبادت نیست. خانه ای که در آن تلاوت قرآن هست وسعت پیدا می کند. هم وسعت مادی و هم وسعت معنوی. خیلی از گره ها را باز می کند. این اشتباه را باید مراقب باشیم که فقط در جای دسته جمعی قرآن خوانده نشود. روزانه حداقل 20 آیه تا 50 آیه خوانده شود. ما چون این کارها را نمی کنیم وقتمان بی برکت شده است.

برکت وقت یعنی عمر هفتاد ساله به اندازه دو هزار سال فایده دارد. مرحوم علامه حلی از علمای با عظمت ما است که کتاب های متعدد و مختلفی دارد، تعداد کتاب های ایشان را حساب کردند که ایشان چقدر باید وقت گذاشته باشد که این تعداد کتاب چاپ شده باشد وقتی حساب کردند دیدند از وقتی به دنیا آمده است باید روزی هزار خط نوشته باشد تا این تعداد کتاب به دست ما رسیده باشد. همه می دانیم حداقل از بیست سالگی باید شروع به نوشتن کتاب کرده باشند.

امیرالمومنین علیه السلام شبی هزار رکعت نماز می خواندند. وسعت وقت یعنی همین، یعنی کار در 16 ساعت را در یک ساعت انجام می دهند. طی الارض یعنی مسافت های طولانی را با چند قدم می رود در اینجا طی الزمان را هم بشنوید. زمان های طولانی را در چند دقیقه طی می کند. وسعت و برکت وقت، چیزی است که باید روی آن حساب کنیم.

حضرت زهرا سلام الله علیها سرشان شلوغ بود و نمی رسیدند کارهایشان را انجام بدهند و پیش پدر بزرگوارشان پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و فرمودند: من کارهایم زیاد است می شود یک خادمی برای من در نظر گرفته شود؟ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: چیزی به تو می دهم که از خادم برایت بهتر است. 34 بار الله اکبر و 33 بار الحمدلله و 33 بار سبحان الله بخوان، که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نام دارد. این تسبیحات یکی از خاصیت هایش گشایش وقت است. بر خواندن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مداومت داشته باشید.

🔺خانه ای که در آن قرآن خوانده می شود برای اهلش وسعت پیدا می کند. وسعتش مکانی نیست. به معنای این است که وقت و عمرشان وسعت پیدا می کند.🔻

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا»1 تمسک به حبل الله داشته باشید که حبل الله یک مصداقش قرآن و یک مصداقش اهل بیت علیهم السلام هستند. در این آیه خدا می فرماید به حبل الله تمسک داشته باشید. نفرموده اند: تمسک داشته باشید و بالا بیایید، همین که چنگ بزنید خودشان شما را بالا می کشند و لازم نیست خودمان بالا بیاییم. انس با قرآن را سعی کنیم بیشتر شود به خصوص قرائتش و همه این ها مقدمه ای برای عمل کردن است.

◀️ حسین قدیانی: این روزها، زیاد می‌روم جلوی آینه! و هر دفعه فکر می‌کنم... فکر می‌کنم که نه، مطمئنم یکی دو تا دیگر به تعداد ریش‌‌های سفیدم اضافه می‌شود! مقصود؟! مقصود اینکه خدا لازم نیست تنها بواسطه‌ی پیامبرانش با ما سخن بگوید! گاه هست که با همین چیزهای ظاهرا دم‌دستی با آدمی حرف می‌زند! با تغییر بیشتر رنگ محاسن از سیاه به سفید، با یک اعلامیه‌ی ترحیم همسایه‌ی آشنا روی تیر چراغ برق و با زن میان‌سالی که در قصابی، تنها ۲۰۰۰ تومان گوشت‌ چرخ‌کرده می‌خواهد! القصه! هر ۳ رخ‌داد، امروز برای من رخ داد! اولی چه بود پیامش؟! دومی؟! سومی؟! چهارمی هم بود! چهارمی این بود که قصاب، نزدیک ۵۰۰۰۰ تومان گوشت چرخ‌کرده به آن خانم داد، حتی‌المقدور طوری که الباقی مشتری‌ها نفهمند! پنجمی هم بود، تازه! این را از زبان قصاب بشنو: «اول ماه مبارک، حاج‌آقای مسجد آمد و ۳ میلیون تراول به من داد، جخ برای همین موارد! هنوز دهه‌ی اول تمام نشده، نصف پول پرید!»
◀️ توی خواننده تا همین مورد ۵ که خواندی، کفایت می‌کند، چرا که ششمی را فقط می‌خواهم‌‌ برای دل خودم بنویسم! آری! شما با عرض معذرت، چند دقیقه‌ای برو بیرون از پیجم تا من خطاب به خودم بنویسم که خدا گاه هست با دودی‌ترین عینک ممکن، حرف بزند با آدم! و چقدر هم تند: «۲ سال پیش، آن همه پول زبان‌بسته را ریختی پای این «برند سیاه» که امروز، زیر نور آفتاب داغ نیمه‌ی خرداد، دقیقا چند رخ‌داد را واضح‌تر ببینی؟! حالا توانستی خوب خوب ببینی؟! چشمت که اذیت نشد؟! وجدانت که درد نگرفت؟! با وجود این همه پیام، باز دوباره بگو کاش من زمان پیامبر بودم!»
◀️ غلط کردم خدایا! الهی العفو...

کبری آسوپار

🔻توجیه محمدرضا زائری برای مصاحبه با مسیح علی‌نژاد تشبیه غلطی است از نوشتن‌های شهید مطهری در مجله‌ی زن روزِ زمان شاه و زائری همان طور که صوتش از صدای آمریکا پخش شد، می‌گوید نه من از شهید مطهری بالاتر هستم و نه مسیح علی‌نژاد از گردانندگان آن روز زن روز پایین‌تر.

🔻توجیه زائری ظاهر مقبولی دارد، اما دقت در باطن نشان می‌دهد که زیاده بیراهه رفته است. شهید مطهری حرف‌هایش را به زمین دشمن برد برای نقد و رد اندیشه‌ی دشمن و نه مهر تایید بر آن. استاد مطهری اندیشه‌اش را به زن روز منحط طاغوت برد تا بگوید شما اشتباه می‌کنید و مقام زن چیز دیگری است؛ زائری اما اندیشه‌اش را به صدای آمریکا برد تا بگوید حق با شماست؛ جمهوری اسلامی اشتباه می‌کند! شهید مطهری همچون یک مبلغ به دل دشمن زد تا آنان را به آنچه می‌داند دعوت کند، اما حضور زائری صرفاً تاییدی و خالی از هر دعوت به گزاره‌ی جدیدی است. تعامل مطهری با زن روز از جنس تبادل نظر و مناظره‌ی دو قطب مخالف و سپس دعوت آنان به نظر خود بود، چه ربطی به تایید موضع یک ضدانقلاب و ضدحجاب توسط زائری دارد؟!

🔻و یک تفاوت مهم دیگر؛ آیت الله مطهری برای رد موضع زن روزی ها در مورد زن، تریبونی که دور شدگان از موضع اسلام آن را بشنوند، نداشت و ناچاراً برای تبلیغ حق، راهی جز تعامل با اهل اندیشه‌ی باطل برایش نماند؛ اما زائری چطور؟ برای رد نظر جمهوری اسلامی در مورد قانون حجاب تریبونی که موافقان قانون حجاب آن را بشنوند، ندارد؟! رسانه نمی‌تواند در اختیارش باشد و ناچار شده رو به دشمنان انقلابی بیاورد که خود همیشه گفته صراحت در بیان حقانیتش دارد؟!

🔻اگر راقم این سطور کسی نبود که علیرغم مخالفت با موضع محمدرضا زائری، برای مصاحبه با او رفته و در جلسات متعدد با مسئولین رسانه، آنها را سرانجام مجاب به انتشار مصاحبه‌ای کرده که هیچکدام با محتوای آن موافق نبوده‌اند و اگر همین راقم بی‌نوا بابت انتشار همان مصاحبه‌ی زائری حجم معتنابهی ناسزا و بدوبیراه از دوستان و همراهان قدیمی نوش جان نکرده بود و باز هم پای دفاع از انتشار مواضع زائری علیه قانون حجاب نایستاده بود که بگذاریم زائری حرفش را در جمع خودی‌ها بگوید و نه در رسانه‌های معاند، شاید حق می‌داد که او مسیح علی‌نژاد را برای گفتن از مواضعش انتخاب کند، اما حالا حق نمی‌دهم؛ محمدرضا زائری بی تریبون و رسانه نمانده و حتی از تلویزیون جمهوری اسلامی هم حرف‌هایش علیه قانون حجاب پخش شده؛ پس شهید مطهری در دوران طاغوت، زائری در حکومت جمهوری اسلامی نیست. این هم که من با فلان خبرنگار به عنوان یک شهروند صحبت کردم و نه خبرنگار، توجیه نادرستی است. حتی اگر ما تفکیک شخصیت حقوقی و حقیقی را در این مورد درست بدانیم، استفاده از آن گفت و گو در رسانه‌های عمومی نشان می‌دهد این تفکیک درست نبوده است.

🔻بنابراین اقتدا به عمل شهید مطهری در تعامل با زن روز برای مصاحبه‌ی زائری با مسیح علی‌نژاد وجهی ندارد. با نظرات محمدرضا زائری علیه قانون حجاب در ایران کاری ندارم؛ اتفاق جدیدی نیست. اما مصاحبه با ضدانقلاب علیه قانونی در جمهوری اسلامی (صرف نظر از درستی و نادرستی اصل موضع) اتفاقی نیست که با وسط کشیدن مغلوط پای شهید مطهری آب کشیده شود.

۱۵ خرداد ۹۶
@asoupar

🔸شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین امروز بازداشت شد. رژیم بحرین محاکمه شیخ قاسم را دقیقاً یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران تعیین کرده بود.

🔸سال گذشته سردار قاسم سلیمانی در نامه ی شدید اللحنی به «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین درباره هرگونه تعدی به شیخ عیسی قاسم هشدار داده بود.

در این بیانیه آمده بود:🔻
«تجاوز به حریم آیت الله شیخ عیسی قاسم خط قرمزی است که عبور از آن شعله ای از آتش را در بحرین و سراسر منطقه پدید خواهد آورد و برای مردم راهی جز مقاومت مسلحانه باقی نخواهد گذاشت.قطعا تاوان آن را آل خلیفه پرداخت خواهد کرد و نتیجه آن جز نابودی این رژیم سفاک نخواهد بود حامیان آل خلیفه بدانند اهانت به آیت الله شیخ عیسی قاسم و استمرار فشارهای بیش از حد به مردم بحرین سرآغاز انتفاضه خونینی است که عواقب آن بعهده کسانی خواهد بود که به گستاخی حکام بحرین مشروعیت می دهند.»

🔹آیا جمهوری اسلامی نسبت به تعرض به رهبر شیعیان بحرین واکنش مناسب و بازدارنده نشان خواهد داد یا به یک واکنش دیپلماتیک بی اثر اکتفا خواهد کرد. جمهوری اسلامی در آزمونی سرنوشت ساز قرار گرفته است؛ بسیاری رفتارهای ایران در منطقه را تابعی از توافق برجام ارزیابی و به مثابه فرآیند تنازل جمهوری اسلامی از شعارهای انقلابی و استعفا از جایگاه رهبری نهضت های آزادی بخش جهان درک می کنند؛ به خصوص اینکه از بیانیه ی شدیداللحن و بی سابقه ی سردار سلیمانی کمتر از یکسال گذشته و بسیاری از وفاداران به شیخ قاسم، به اقدام متناسب با آن نامه امید دارند.

🔸اما اینسوی بحران، جوانان انقلابی ایران قرار دارند که نتایج انتخابات را در راستای ادامه دیپلماسی سست و واداده طی سالهای اخیر می فهمند و مستعد ناامیدی نسبت به اصل انقلاب و اهداف جهانی و آرمانی آن هستند؛ و البته که دولت مستقر برای تحقق چنین وضعیتی برای جوانان انقلابی بی میل نیست.
وحید_یامین_پور

🔸قالیباف در مناظرات هنگامی که علیه اشرافیت و بی عدالتی اقتصادی سخن می گفت از اصطلاح جدیدی رونمایی کرد به نام 4درصدی ها. 4درصدی‌ها در واقع همان اقلیتی هستند که با استفاده از ویژه خواری‌ و رانت‌های اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی هر روز ثروتمندتر می شوند. ثروتشان در بزنگاه‌های سیاسی به دادشان می رسد و می‌توانند خودشان یا مهره‌هایشان را در بدنه سیاسی جامعه جای بدهند. و این چرخه سیاست، اطلاعات و اقتصاد همچنان در دست این اقلیت انحصار طلب می‌ماند. هیچ کس حق ورود به این دایره را ندارد. مدعی‌اند انقلاب سفره‌ای است گسترده و فقط آنها باید پای آن سفره بنشینند. انقلاب برای آنها آرمان نیست، محل ارتزاق است.

🔸قالیباف در نقد سیاست دولت یازدهم، آن را دولتِ 4درصدی ها نامید. یعنی دولتی که سودش فقط شامل حال 4درصد از جامعه است و آن 96 درصد دیگر همیشه از این سود محروم خواهند بود. با یک حساب سرانگشتی می شود گفت حرف منطقی‌ای است. چند درصد جامعه پول رفتن به کنسرت را دارد؟ چند درصد جامعه از هواپیما برای مسافرت استفاده میکند؟ چند درصد جامعه پول دارد که سگ خانگی بخرد و کمپین "من همان سگ هستم" راه بیاندازد؟

🔸قالیباف مدعی نبود که تمامی هواداران روحانی، 4 درصد از جامعه را تشکیل می دهند. او به درستی باور داشت که روحانی با اینکه رای 51 درصد از شرکت کنندگان در انتخابات 92 را داشت، فقط برای 4 درصد اشراف خودبرتر پندار کار کرد و سود رساند.

✍️ زینب_علی_اشرفی

مهدی محمدی
به فاصله یک روز از پیروزی حسن روحانی ترامپ و ملک سلمان ایران را تهدید به جنگ کرده اند. روحانی در ایام انتخابات می گفت آمده تا ایران را از جنگ مصون بدارد. حالا جوهر ورقه اعلام پیروزی او خشک نشده که سعودی دور برداشته است؛ همان کشوری که روحانی در ایام انتخابات سنگ آن را به سینه می زد و رقبایش را متهم می کرد چرا با حمله کنندگان به سفارت سعودی در تهران زمانی عکس یادگاری گرفته اند. حالا لابد ملت منتظر است که ببینید رئیس جمهور چگونه موضع خواهد گرفت.
این البته تازه شروع بازی است برای رئیس دولتی که میان خود و حافظان امنیت مرز کشیده و به بیرون پالس "تسلیم های بیشتر" داده است. این اولین کادوی پیروزی آقای روحانی است، اما آخرین آن نخواهد بود.

مردم برای کسی دست میزنن که گیجشون کنه، نه آگاهشون...

❌چرا جریان تزویرو اشرافیت به راحتی رای میآوردند؟
❌چرا مردم خسته از رانت و فساد و آقازاده بازی و نجومی بگیران،برای به قدرت رسیدن دوباره جریان اشراف در خیابانها میرقصند؟
اشکال کار در کجاست؟
اشکال در مهندسی انتخابات یا تکنیک های مناظره ای نبود!

❌مشکل از خیلی خیلی قبل تر بود!
آن زمان که خیلی ها خواب بودند و دشمن اما بیدار!
از تقریباً سال 67!

❌آنجا که برای اولین بار امام جامعه از شبیخون فرهنگی نام برد!
آنجا که زمزمه های جنگ نرم فرهنگی به گوش میرسید!
❌آنها سالهاست که در پی عوض کردن ارزش ها و عقاید مردم بودند!
سالهاست که با رسانه هایشان مثل موریانه پایه های ایمان مردم را میخوردند!
فقط ارزش ها باید عوض میشد!
باورها که تغییر کند، همه چیز امکان پذیر میشود!
❌نبردی که در پنتاگون به the battle for heart and minds معروف است!
نبردی برای تسخیر قلبها و ذهن ها!
قلبها باید تصرف میشد!
❌اعتقادات باید دگرگون میشد!
جای خوب و بد باید عوض میشد!
در مردان غیرت و در زنان حیا باید زدوده میشد!
فیلم ها به نمایش درآمد!
کتابها نگاشته شد!
قلم ها به حرکت درآمد!
جنگ فرهنگی آغاز شده بود!
جنگی که صدای غرش توپ های آن را کسی نمیشنید!
مگر گوش های آگاه، و وجدان های بیدار!
❌اهداف معلوم بود!
جهاد،را تندروی کردند!
شهادت خشونت طلبی شد!
امت، شهروند شد!
برهنگی را آزادی جا زدند!
بی بندباری فرهنگ شد!
حجاب را عقب افتادگی معرفی کردند!
مستکبرین عالم،جامعه بین‌المللی معرفی شد!
مقاومت جای خود را به تعامل داد!
خمینی را باید به موزه میرفت!
علیه خدا تظاهرات میشد!
امام حسین اگر اشتباه میکرد باید استیضاح میشد!
رهبری باید شورایی میشد!
18 تیر و خرداد 88 ایجاد کردند!
دیگر ارزش ها عوض شده بود!
❌حالا دیگر حرف حق خریدار نداشت!
حالا قلب رآکتور آماده بتن ریزی بود!
قرارداد ها آماده امضاء شدن!
مردم آماده رقصیدن!
دیگر کسی دنبال تکنولوژی های نوین و ماهواره و سانتریفیوژ و رآکتور و بالستیک نبود!

حالا وقت صحبت از کنسرت بود!
چون ارزش ها دیگر عوض شده بود!
❌موزیک رقص امشب را سالها پیش نواخته بودند!

امشب این را از اعماق جان فهمیدم، که صبر دشمن بسیار زیاد است!
بسیار زیاد!
والعاقبت للمتقین
meysam_zlf

استاد رائفی پور :

دقیقا همان روزی که آرا انتخابات ایران اعلام شد امضای قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری فروش اسلحه به عربستان از سوی آمریکا ، همچنین تشکیل ناتوی عربی در اطراف مرز های ایران همزمان با فشار های داخلی بر فعالیت های موشکی و کاهش بودجه دفاعی کشورمان فقط یک پیام دارد !

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی سرزمین فرزندان روح الله به دست اپوزیسیون ها افتاد. اینجا بسیجی می رود جان می دهد تا آنکس که نظام را هم قبول ندارد بتواند در امنیت بخوابد... ؟

اینجا حتی زیارت تربت شاه شهیدان را هم عرب پرستی می دانند ولی با خیال راحت کوروش می پرستند؟.

قلمت بشکند ای تاریخ...اگر ننویسی که همت ها، باکری ها وخرازی در این مملکت جان دادند تا ظریف و عراقچی و تیم نیویورکی ها در سالهای جنگ در آمریکا تحصیل کنند و حالا عزت ملی که باخون هزاران شهید بدست آمد را به راحتی بفروشند...؟.

اینجا جوانان 20 ساله به جنگ داعش می رود و جان می دهد تا فیلم ساز کشورش با پول اسپانسرهای داعش فیلم سیاهی از مملکتش بسازد واز دشمنان اسکار و خرس طلایی بگیرد... ؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگرننویسی از سرفه های خونین جانبازان شیمیایی که روز وشب بر روی تخت جان می کند تا مبادا چهره دخترکی بی حجاب روحش را آزار دهد... تا مبادا دل دخترک شهید مدافع حرمی بشکند... ؟.

قلمت بشکندای تاریخ... اگر ننویسی از آن مادر شهیدی که دستفروشی می‌کند...اگر ننویسی از آن شهدای مدافع حرمی که شناسنامه مهاجر افغانی درست کردند تا کسی نگوید بخاطر پول می روند...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی که اینجا پرچم عزای حسین را آتش می زنند ولی دو سال بعد،مسئولان اپوزیسیون حاضر ادعای رفع حصرو شتر دیدی ندیدی می کنند...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی که اشک ریختن رهبر در فتنه 88 حماسه 9 دی را بوجود آورد...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی اینجا دانشمندانش را ترور میکنند و دستاوردهای آنان را بتون کردند... ؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر از ساده زیستی رهبرش ننویسی، رهبرانقلابی اش دست می دهد تا مبادا دست دوستی به دشمن بدهد! اینجا رهبرش با صندلی و قبای قدیمی برای فرزندان سرزمینش دل می سوزاند و کار می کند اما عده‌ای حقوق چند میلیونی و حق اوقات فراغتشان از قلم نمی افتد؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر جیغ های آرمیتا و علیرضا را فراموش کنی... قلمت بشکند اگر ننویسیاینجا هواپیمای مسافربری ات را با موشک می زنند و تحریمت می کنند تا هزاران نفر از هموطنانت تاوانش را با جان می دهند ودر مقابل لیبرالهای کشورت با آنها دست می دهند و لبخند می زنند و آنها را مودب و باهوش می خوانند؟.

همه این اتفاق ها می افتد آن هم در امنیت و آرامش! و در آخر حزب الهی و انقلابیون مدافع وطن و نظام می شوند تندرو و بزدل! راست می گویند این همه تند روی و ساخت موشک به چه درد می خورد!؟ پراید و پیکان را بچسب با آبگوشت بزپاش!

اینجا صدقه سری امنیتی که اول خدا، دوم عنایات امامان معصوم و سوم قدرت سربازان انقلاب دامنش هستند پول سفر به دیسکو های آنتالیا و جزایر ترکیه فقط چند برابر بودجه های عمرانی مملکت است. واز نذری و هیئت و اربعین امام حسین انتقاد می کنند که شکم نیازمندان را سیر می کند.. وگرنه آقازاده های پورشه سوار که در صف نذری نمی مانند...

قلمت بشکند ای تاریخ... اکر از تراژدی های بچه بسیجی ها و هیئتی ها ننویسی!... اگر از بغض های امام عصر در شبهای تاریک چاه جمکران ننویسی...

قلمت بشکند ای تاریخ... اگرننویسی از هنجارشکنی عده‌ای در شهر امام معصوم و توهین به ساحت مقدس امام رضا علیه السلام؟.

قلمت بشکند اگر ننویسی تنها وصیت شهدا حفظ حجاب بوده ولی این روزها.... بگذریم... از هق هق های شبانه مادران شهید، جانبازان، بسیجی ها فرزندان شهدا... می گذریم...از بی احترامی ها بگذریم... اما از خائنین به شهدا و کشورم هرگز....

چرا که این مملکت صاحب دارد و روزی با ذوالفقار جدش مرتضی علی (ع) به خون خواهی از حسین ( ع) و مادرشهیده اش قیام خواهد کرد، از اشک های او نمی گذریم ،نه نمی گذریم...

یاحق

در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من بسیجی هستم. جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم. زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند چماقمان را برداشتیم و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها سینه سپر کردیم. بعد از دفاع که شما ها دنبالعشق و حالتان بودید چماقمان را دست گرفتیم و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم. وقتی زلزله بم و سیل گلستان و زلزله آذربایجان و ... آمد و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم و رفتیم تا مردم را از زیر آوار و گل و لای در بیاوریم. زمانی که شما به فکر کوی دانشگاه و عشق بازیهایتان بودید چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی تا به محرومان کشور کمک کنیم. زمانی که شما ها دنبال ناموس مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان دنبال ناموستان بودند چماق هایمان را برداشتیم تا از ناموس شما ها دفاع کنیم.

این بسیجی های چماق بدست

 اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟ پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟ شیشه هارا شکستید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید، به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید، اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و .... پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟ بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

خوب فکر کنیم ...

بیشترین هزینه ما در طول یک سال برای چه چیزی بوده است ؟
لباس؟
آرایش و زیبایی؟
سفر؟
رستوران؟
سیگار؟
آموزش؟

افرادی که پاسخ آنها گزینه آخر است، به سرعت در حال رشد هستند.
ما در عصری زندگی می کنیم که یک کت تک مردانه و یا مانتوی زنانه سه برابر یک کلاس آموزشی مفید قیمت دارد .!

پس منتظر معجزه نباشیم .

خبر رسیده بود زیردریایی های آمریکایی به سمت سواحل خلیج فارس در حرکتند. مقامات آمده بودند خدمت امام برای کسب تکلیف.

حضرت روح الله پرسیده بود «امکان دارد که اینها سر از آب بیرون آورند؟» نظامیان گفتند بله امکان دارد.
پرسیده بود «موشک هایی قوی با این برد هم شما دارید؟» جواب دادند بله داریم. گفته بود «اگر آمده اید بامن مشورت کنید من به شما می گویم بلافاصله که یکی از آنها سر از آب بیرون آورد دو تا موشک پشت سر هم شلیک کنید و آن را متلاشی بکنید!» ....

بماند که چه گفتند و نتیجه چه شد.
فقط امام موقع رفتن گفته بود: «نظر همین بود که گفتم و من تردیدی در این نظر ندارم! ولی حرف دیگر هم به شما بزنم و آن این است که در مقابل آمریکایی ها و تهدیدات آنها چاره ای جز این ندارید که تو دهان آمریکایی ها بزنید و جواب آنها را بلافاصله، محکم و دندان شکن بدهید و در این موضوع تامل نکنید و این ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند، بشرطی که شما محکم برخورد کنید و جواب آنها را بدهید»

این حرفهای امام شعر نیست، توهم نیست، دوری از واقع گرایی نیست، ژست انقلابی نیست، شور بدون شعور نیست.
خود توحید است. عین توحید است. عین «وَلِلَّهِ جُنودُ السَّماواتِ وَالأَرضِ» است.

فرق است بین راهی که میگوید:
«چه کسی هلی کوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند. شن‌ها مامور خدا بودند، باد مامور خداست» و راهی که حل شدن مشکل آب خوردن مردم را وابسته به تحریمهای کدخدا میداند.

مریم_پوست_فروش

 عبدالله گنجی

چند روز پیش سرکارخانم کبری آسوپار-خبرنگار روزنامه جوان- در نقد ورود سرکارخانم اعظم طالقانی به انتخابات (با واکر) مطلبی را با عنوان « اصلاحات با واکر» نوشت.

فردی که ظاهراً از اپوزیسیون خارج نشین هستند (حامد محمدی) در پاسخ به آن، مطلبی با عنوان «کبری آنها و اعظم ما» نوشتند که ضمن توهین به مدیرمسئول روزنامه، پاسخ او هیچ ربطی به محتوای یاداشت خانم آسوپار نداشت.

تمرکز آن بر تفاوت سن این دو خانم بود.وضع مالی خانم طالقانی و شوهرش را متذکر و اینکه چند بچه دارد و دختر مرحوم آیت اله طالقانی است.

اما آنچه هم بی ربط بود و هم دروغ، چهره پردازی از خانم آسوپار بود. آسوپار هیچ تصویری در فضای مجازی ندارد و لزوم چهره پردازی دروغین و بی ربط از ایشان را نفهمیدم.

اما در برخی موارد لحن وقیحانه و توهین آمیز بود که توقع می رفت خانم طالقانی از آن ابراز برائت کند که نکرد.

قبل از ورود به پاسخ، ذکر این نکته ضروریست که ما از پیشینه خانم طالقانی در قبل و بعد از انقلاب و کلاً خانواده مرحوم آیت اله طالقانی شناخت کامل داریم. به خانم طالقانی به عنوان یک زن مسلمان، مبارز علیه طاغوت و دختر ابوذر امام با همه وجود احترام می گذاریم.

اما این بدان معنای نیست که او را « اپوزیسیون نجیب» نظام ندانیم و ورود با واکر به وزارت کشور را نوعی مبارزه با نظام جمهوری اسلامی تلقی نکنیم و از اینکه جاده باریک مبارزه ایشان در قبل از انقلاب به شاهراه قیام امام منتهی نشد تاسفم نخوریم و اینکه ایشان 38 سال است با نظام جمهوری اسلامی مبارزه غیرمسلحانه می کند را نبینم و نقد نکنیم که البته نقد نباید کینه توزانه و دور از اخلاق باشد.

اما «کبری امام» با «اعظم آنها» تفاوت هایی دارد که وظیفه خود می دانم در دفاع از مجاهد اهل قلم سرکارخانم آسوپار آن را بیان کنم.

کبری ما از قبیله امام است و اعظم شما از قبیله نهضت آزادی است که اسناد زیادی از امام علیه آنها برجای مانده است.

کبری اما م سیراب شده از کوثر ولایت است و اعظم شما به دنبال توسعه فمنیسم.

کبری امام به خاطر حضور در خیل یاران امام به خود افتخار می کند و اعظم شما به خاطر مبارزه با میراث امام.

کبری امام پیرو اسلام سیاسی است و اعظم شما سکولار .

کبری امام از جهت سن جز پیوستگان متاخر به امام است و اعظم شما از جهت سن جزء بریدگان متقدم از امام.

کبری ما عاقبت به خیری را در تاسی به امام می داند اما اعظم شما در فاصله با امام و ...

نسبت کبری ما با شما در نسبت شما و امام تعریف می شود. ما هویت و شان دیگری برای خود قایل نیستیم.
🔗 @Dr_A_Ganji